فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٥١ - اوصاف در مثل افلاطونى
ترجمه: و سرّ اينكه وجود بسيط مشتمل است بر جميع وجودات مادون خود بدون
اينكه وحدت و بساطتش بهم بخورد اينستكه جايز و ممكنست مفهومات متخالفه را
از وجود احدى الذّات يعنى بسيط انتزاع كنند چنانچه قبلا گذشت همچون نفس
ناطقه در مرتبه ذاتش كه بجهت واحد و بسيطش حاوى قواى باطنى و ظاهرى
مىباشد و بعبارت ديگر قواى ظاهرى و باطنى بجهت واحده بسيطهاى كه بين آنها
حكمفرما است در يك قوّه خلاصه شده و آن عبارتست از همان نفس نه آنكه اين قوّه
به نفس منضمّ شود، پس نفس با ذات بسيطى كه دارد مستحمق حمل عاقل و متوّهم و
متخيّل و حسّاس بوده كه هر يك با مراتبى كه دارند بيك نسق بر نفس حمل
مىشوند و شرح آن اينستكه:
هر يك از اين قوا از نفس فيض را گرفته و بر بدن افاضه مىنمايند پس
قواى ظاهرى و باطنى در اين نشئت ده و در نشئت مثالى نيز دهتا مىباشد زيرا
عوالم با يكديگر مطابق و منطبق هستند ولى چون عالم فوق داراى توسعهاى است
لاجرم ده را در مثلش كه ده باشد بايد ضرب نمود تا عالم فوق تحقّق يابد بنابراين در
قوّه سمعيه عالم فوق هر ده قواى عالم دانى منطوى است چنانچه در قوه بصريّهاش
نيز بهمچنين هر ده قوه منطوى مىباشد و بهمين ترتيب هر يك از قوا مشتمل بر ه قوّه
عالم دانى مىباشند چنانچه در نشئه عقليّه هر ده قوّه يافت شده منتهى آنرا بايد در
صد ضرب كرد پس قوا در آنعالم به هزار مىرسد پس مدرك واحد كه نفس باشد در
رتبه ذاتش با بساطت و وحدتى كه دارد مشتمل است بر تمام قواى هزارگانه و از آن
مفاهيم و مسميّات بنحو اعلى انتزاع مىشوند.
شرح فارسى:
توضيح
مرحوم محقّق آملى در اين مقام شرح و بسطى دادهاند كه بملاحظه حسن
بيان و اشتمالش بر مطالب موضحه آن را در اينجا مىآوريم و محصّل آن اين است:
جواز اخذ مفهومات مختلف و انتزاع آنها از وجود بسيط واحدى بالذّات دليل
است بر جامع بودن آن وجود و اشتمالش بر مراتب وجوديه موجودات مادونش پس در
اين مقام سه امر مورد صحبت است.