فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٩٣ - فصل آراء متكلمين در صفات حقتعالى
كلمه « تاء » در « قائلة » براى تأنيث بوده كه باعتبار طائفه اورده شده
همچون قول شاعر:
و ان مالك كانت كرام المعادن، شاهد در « تاء » كانت است كه باعتبار
طائفه مالك آورده شده است.
و ملتزم بودن اين طائفه به قدماء ثمانيه امرى است مشهور و معروف.
و طائفه معتزله به نيابت قائل هستند يعنى معتقدند كه ذاتش نائب مناب
صفات مىباشد باينمعنا كه مثلا خاصيّت علم اتقان فعل بوده كه اين معنا بر ذاتش
مترتّب مىگردد بدون اينكه صفت علم حقيقتا در ذات باشد چه آنكه بمقتضاى
عبارت مشهور: خذ الغايات و اترك المبادى، نتيجه علم را بايد اخذ نمود.
مصنّف مىفرمايد:
در واقع اين طائفه صفات را نفى مىكنند و منشاء غلط و اشتباهشان
اينستكه صفت معنائى است قائم بغير پس چگونه مىشود كه آنرا ذات مستقلّى قرار
داد در حاليكه التفات و توجّه پيدا نكردهاند كه حقيقت هر صفتى وجود بوده و وجود
مقول بتشكيك است، پس هر صفتى براى آن عرض عريضى مىباشد چنانچه در
مبحث علم گذشت و در آنجا گفتيم كه مرتبهاى از علم، كيف بوده و مرتبه ديگرى
از آن واجب بالذّات مىباشد.
و بر علم نيز قدرت و اراده و غير ايندو را قياس نما، بنابراين مرتبه اعلاى از
هر صفتى حقيقت آن صفت بوده بدون اينكه مرتكب مجاز شده باشيم و الفاظ براى
معانى عامّه وضع شدهاند.
شرح فارسى:
توضيح
در صفات حقتعالى و كيفيّت آنها بين متكلّمين اختلاف است:
طائفه اشعريّه كه اصحاب ابو الحسن على بن اسماعيل اشعرى منسوب به
ابو موسى اشعرى است مىگويند:
صفات حقيقيّه حقتعالى قديم و و در عين حال زائد بر ذات هستند.