فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٢٦ - فصل تمايز اشعة عقليه
اشعّه بر اين محال قرار مىگيرد و اگر در واقع متعدّد نبودند نمىبايست چنين بشود.
نور عقلى كه مقصود شعاع عقول طوليّه و عرضيّه باشد پيوسته بر محال
ذى حياتى مىتابد كه بذات خود عالم بوده و از علم و اطّلاع بر آنچه در آنها حاصل
مىشود مانع و حاجبى وجود ندارد فلذا محلّ اين انوار بخلاف محال انوار حسّيّه
بنفس اشعّه و تكثّر آنها عالم مىباشند.
و مقصود از تكثّر اشعّه اين است كه شعاع دوّم از اوّل حاصل شده و مانند
شعاع اوّل تابناك باشد چنانچه از دوّم شعاعى چون خودش حاصل شده و شعاع سوّم
مىشود و همچنين سلسله متكثّرات ادامه پيدا مىكند تا جائى كه ضعف و نيستى بر
آن عارض شود و از توالد و تكثّر ممانعت گردد و مرحوم مصنّف براى روشن شدن
نحوه تكثّر انوار عقليّه مثالى در آخر عبارت ذكر فرموده و آن اين است كه مىفرمايد:
مثال اين تعدّد اشراق عقل فعّال بر نفس است كه بعد از اشراق نفس همچون
عقل فعّال مجرّد شده و همانند آن مجرّدات ديگر را مشاهده مىنمايد.
و حاصل كلام اين است كه از جمله فروقى كه بين اشعّه انوار عقلى و انوار
حسّيّه مىباشد اين است كه تمايز و افتراق آنها از هم بنفس ذاتشان است نه همچون
انوار حسّيّه كه افتراق مناشى و علل سبب افتراق آنها باشد و بدون افتراق اسباب
تمايز در آنها مفقود باشد.
قوله: و تكثّرها فى المحلّ العقلى: ضمير در « تكثّرها » به اشعّه راجع است.
قوله: و شعوره بها: ضمير در « شعوره » به محلّ و در « بها » به اشعه عود
مىكند.
قوله: اذ لا يمكن تمايزها: يعنى تمايز اشعّه.
قوله: و صيرورتها مثله: ضمير در « صيرورتها » به نفس و در « مثله » به عقل
راجع است.
متن: « ٥٣٣، ٥٣٢، ٥٣١، ٥٣٠ »
|
فكان من كلّ من اشراقات |
عقل كما من المشاهدات |