فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٩٢ - فصل كيفيت پيدايش كثرت در عالم
و متعدّدى در آن لحاظ و اعتبار گردد.
وجه دوّم
چنانچه در وجه اوّل ذكر شد مجعول اوّل و صادر بالاصل امر واحدى بيش
نيست ولى براى آن شش جهت اعتبار و لحاظ شده است كه سه جهت از اين
جهات باعتبار ذات صادر اوّل است و سه جهت ديگر بلحاظ مبدء آن مىباشد.
امّا سه جهت اوّل عبارتند از:
ماهيّت آن و امكانش و تعقّل آن ذاتش را.
و سه جهت ديگر عبارتند از:
وجود صادر اوّل و وجوبش و تعقّل آن مبدئش را.
البتّه سه جهت اخير كه قياس صادر اوّل است بلحاظ مبدئش از جهات
سهگانه اولى اشرف و عالىتر است لذا مىتوان گفت پس وجود عقل اوّل و وجوب
و تعقّلش نسبت به مبدء اشرف از ماهيّت و امكان و تعقّل نفسش مىباشد و از حيث
اين شرافت و فضيلتى كه در او هست مىتوان آن را مبدء موجود اشرفى همچون عقل
ثانى دانست و باعتبار جهات سهگانهاى كه اخسّ مىباشند آن را مبدء موجود
اخسّى همچون جسم فلك اقصى قرار دارد و مرحوم مصنّف در عبارت:
« دان لدان سامك لسامك» بهمين معنا اشاره فرموده است:
قوله: عبّرت تارة بالوجوب و تارة بالتّعقّل: مقصود از فقره اوّل قوله « وجوبه مبدء
ثان جائى» است كه اشاره بوجه دوّم است و از فقره دوّم قوله « عقله لذاته لفلك»
است كه اشاره بوجه اوّل مىباشد.
قوله: على انّ وجوبه عين تعقّله: براى واضح شدن و تشريح اين عبارت لازم
ديديم كه ملخصّى از دو وجه مذكور را در اينجا بعبارتى روشنتر ذكر نموده و سپس
حاصل مقصود مصنّف « ره » از اين عبارت را بيان كنيم.
حاصل وجه اوّل اين است كه صادر اوّل داراى وجود و ماهيّتى است آنچه
از اين دو اصل است همانا وجود مىباشد و ماهيّت امر اعتبارى و انتزاعى است.
و براى وجود آن دو اعتبار است: