فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٠٣ - فصل ارتباط حادث با قديم
علّت چيز ديگرى است هم سنخ با آن بيان كنيد كه چيست؟
و جواب اين سؤال آن است كه بگوئيم تجدّد و حدوث در حركت ذاتى
است و بمقتضاى اينكه « ذاتى شيئ لم يكن معلّلا» صحبت از علّت آن بىحاصل و
عبث است پس جاعل و خالق حركت را به جعل بسيط خلق نمود نه آنكه يكبار آن
را و بار ديگر حدوثش را ايجاد نمود تا سؤال از علّت حدوث شود چه آنكه جعل
مركّب بين چيزى و ذاتيّاتش ممكن نيست.
قوله: الجعل التّركيبى: جعل در لغت بمعناى « نهادن » است و در اصطلاح
حكماء اثر فاعل را گويند و آن بر دو قسم است:
١- جعل بسيط.
٢- جعل مركب.
جعل بسيط كه مفاد كان تامّه و هل بسيطه است و از آن به « جعل ابداعى»
نيز تعبير مىكنند عبارت است از ايجاد الشّيئ نه ايجاد الشّيي شيئا و به عبارت ديگر
جعل بسيط آن است كه ايجاد چيزى كافى باشد در جعل ذاتيّاتش و آنها محتاج
بجعل جداگانهاى نمىباشند.
جعل مركّب كه مفاد كان ناقصه و هل مركّبه است عبارت است از جعل
الشّيئ شيئا بنابراين جعل مركّب مختصّ بحالات و آثار وجودى اشياء است كه
بعد از حصول آنها بروز مىنمايد و از اين قسم بجعل اختراعى نيز تعبير مىآورند و
هرگز بين ذات و ذاتيّات اين جعل ممكن نباشد.
متن: « ٥٠٩ »
|
و قيل ايضا غير ذا و قد مضى |
ما من الاقوال لدينا المرتضى |