فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٦٥ - وجه تعبير بانتساب اشراقى
انكشاف با صفت منكشف متّحد باشد عينا علم نيز واسطه انكشاف اشياء است و
اتّحاد اين دو در صفت غير لازم است.
اين كلام در صورتى صحيح است كه علم واسطه انكشاف باشد همچون
نور شمس و تشبيه و مثال آوردن طبق اين فرض درست است ولى حقّ اين است كه
علم واسطه در انكشاف نيست بلكه نفس انكشاف است بنابراين در مثال اخير
اندك تسامحى مىباشد.
قوله: على طريق البساطة و الوحدة: مراد از حصول علم على طريق البساطة و
الوحدة نفس تحقّق ذات است چه آنكه ذات هم بسيط است و هم واحد و چون علم
عين آن است قهرا تحقّق ذات معنايش تحقّق علم بسيط و واحد است.
قوله: كما فى المعلوم فيما لا يزال: يعنى چنانچه در ازل معلوم مركّب و كثير منفى
بوده است پس عبارت مزبور مثال است براى « لا التّركيب و الكثرة».
قوله: اعنى الاعيان الثّابتة الّلازمة لا سمائه و صفاته الخ: كلمه اعيان ثابته از
مصطلحات صوفيّه است و آنرا بصور علميّه الهيّه اطلاق كنند.
مير سيّد شريف در تعريفات گويد:
اعيان ثابته در سخنان عرفاء به معناى حقائق ممكنات است در علم
حقتعالى و به عبارت ديگر صور ممكنات را در علم حقّ كه حقائق موجودات است
اعيان ثابته گويند يعنى موجودات قبل از بروز در عالم ناسوت وجود علمى و اسمى
دارند و آن مرتبه را مرتبه وجود عينى نامند.
و مراد مصنّف « ره » از آوردن اين عبارت اين است:
اعيان ثابته به عقيده صوفيّه لازمه عالم اسماء و صفات حقتعالى بوده و آنها
را به مثابه لوازم ماهيّت كه هرگز از ماهيّت متأخّر واقع نشوند مىدانند حال مصنّف
مىفرمايد ماهيّات با اينكه داراى وجودات متشتّته و انوار متفرقه هستند و همين تشتّت
باعث ضعف ظهور آنها مىشود ولى معذلك صدق ظهور از آنها سلب نمىشود پس
چگونه اطلاق ظهور بر آنها نشود در صورتى كه به عقيده صوفيّه داراى وجود جمعى
هستند يعنى لازمه مقام اسماء و صفات بوده و همچون لازمه ماهيّت از حضرتش جدا
نشده و مانند ظهور حقتعالى داراى ظهور شدّى غير متناهى هستند و چون هر چه