فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٣٩ - تضعيف مذهب مشائين در نحوه كثرت عالم اجسام
سلطان بدن يعنى قلب است عينا زندگانى عالم اجسام مرهون وجود شمس
مىباشد.
و امّا ثالثا: طبق تقريرى كه از مرام مشّائين گذشت جسم فلك دوّم كه
فلك ثوابت و فلك البروجش گويند مستند است به عقل ثانى پس بايد در عقل ثانى
كه علّت است از جهات كثيره و وجود عديده مقدارى باشد كه وافى به صدور
جهات متكثّره در معلول يعنى فلك هشتم باشد و حال آنكه چنين نيست زيرا جهات
صادره و انجم موجوده در اين فلك در كثرت بحدى هستند كه لا يحصيها الّا اللّه
تعالى و لا يحيط عليها الّا خالقها و بارئها در حالى كه جهات در عقل دوّم را دوازده
تا هيجده گفتهاند.
پس در نتيجه بايد كثرت اين عالم هستند به عقول عرضيّه و قواهر متكافئه
باشد تا لوازم باطله ثلاث پيش نيايد.
قوله: هو رخش: مرحوم ميرزا رضا قلى خان هدايت در انجمن آراى ناصرى
در انجمن بيست و سوّم نمايش نهم مىفرمايد:
هو رخش با اوّل مضموم و واو مجهول و راء مفتوح بخاء زده بمعناى آفتاب
است و اين لغت در اصل هور رخش بوده چه هور به معناى آفتاب و رخش بمعناى
تابندهگى مانند رخشان و يك راء را محذوف كردهاند انتهى.
متن: « ٥٤٤، ٥٤٣، ٥٤٢ »
|
فكلّ هذى النّسب الوضعيّة |
اظلال تلك النّسب النّوريّة |
|
|
و صنم لزينة جاز برجا |
كان لنور ربّه انموزجا |
|
|
كهذه الالوان فى الطّاوس |
بلك كلّما فى العالم المحسوس |