فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٤٤ - رأى متأخرين
آن از ماسوى علم اجمالى مىدانند و در توضيح اعتقادشان گفته شده:
ذات حقتعالى عبارتست از علم تفصيلى بذات و ا زعلم تفصيلى به ذات
علم تفصيلى بمعلول اوّل نيز حاصل است پس در حقيقت همان طوريكه ذات
عبارتست از علم تفصيلى حقتعالى بذات عينا علم تفصيلى به عقل اوّل نيز بوده و
نسبت بماعدهاى آن از ممكنات علم اجمالى است.
و نيز عقل اوّل علم تفصيلى حقتعالى بمعلول دوّم است و علم اجمالى
بمعلولات ديگر چنانچه عقل دوّم علم تفصيلى حضرتش بمعلول سوّم و علم اجمالى
است بمعلولات ديگر.
و در واقع ايشان براى عقل اوّل دو لحاظ و اعتبار منظور كردهاند:
١- بلحاظ مرتبه ذات كه به اين اعتبار علم تفصيلى او است.
٢- باعتبار معلولات مابعد كه به اين ملاحظه علم اجمالى او مىشود.
مرحوم مصنّف بعد از تقرير مذهب ايشان مىفرمايد:
تا به اينجا اقوال درباره كميّات علم بارى و كيفيّت آن نقل شده و وجه ضبط
آنها را بطور خلاصه و اجمال ذكر كرديم و طالبين اگر مايل به اطّلاعات بيشترى
هستند به كتب مبسوطهاى كه در اين زمينه تدوين شده است همچون اسفار تأليف
صدر المتألّهين رجوع فرمايند و اينك مىپردازيم به قول حقّ و كلام صحيح از ميان
اقوال گذشته.
متن: « ٤٢٨، ٤٢٧، ٤٢٦ »
|
الذات علّة لذات ما عدا |
و العلم للعلم و حيث اتّحدا |
|
|
بما تلونا لك علّتا هما |
فاقض بان وحّد معلولا هما |
|
|
فعلمه قد كان نوريّته |
و كان نوريّته قدرته |