فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٢٣ - آراء اهل اصطلاح در علم حقتعالى
نمىدهد بلكه اضافه آن را دگرگون مىسازد و تغيّر اضافه مادامى كه منجر بتغيّر
ذات صفت نشود محذورى بدنبال ندارد زيرا اضافه از امور اعتبارى و لحاظى است
و در خارج تحقّقى ندارد پس تغيّر آنها بمعناى تغيّر لحاظ و اعتبار است و آن امرى
است ممكن بلكه واقع.
و امّا در كيفيّت علم حقتعالى:
در اين مقام نيز بين ارباب صنعت و صاحبان الاظ اختلافست:
بعضى علم او را همچون ممكنات از مقوله كيف دانستهاند و پارهاى علمش
را از مقوله اضافه و جماعتى ديگر از مقوله انفعال گفتهاند و چنانچه مكرر گفته شد
هيچكدام از اين قوال صحيح نبوده بلكه علم حضرتش حضوريا ست يعنى نفس
حضور معلوم نزد جنابش علم است و اين معنا ديگر مجال اين بحث را نمىدهد كه
از چه مقولهاى است و اگر هم بخواهيم آن را مندرج در تحت يكى از مقولات قرار
دهيم بايد آن را از مقوله فعل بدانيم دستهاى از فلاسفه سابق الذّر كه علم حضرت
بماسوى را قبول كردهاند از نظر كيفيّت علمش بدو گروه شدهاند.
١- طائفهاى كه علم او را از ذاتش جدا دانسته و عين آن ندانستهاند.
٢- گروهى ديگر علم او را عين ذات و غير منفصل از آن دانستهاند.
طائفه اوّل خود به چند دسته تقسيم شدهاند كه در ذيل شرح آراء آنها ذكر
خواهد شد.
متن: « ٤١٨، ٤١٧، ٤١٦ »
|
عينا فهذا مذهب المعتزلة |
او ذهنا الصّوفيّة ذا قائلة |
|
|
او ذو وجود ليس ذا ثبات |
فمثل قائمة بالذّات |
|
|
مع سبقه ذا من فلاطون اشتهر |
و دون سبق ان يكن بان حضر |