فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٢٠ - فصل عموم قدرت حقتعالى و انكار ثنويه و معتزله
فعاليّت بدنيّه حاصل مىشود زيرا ملكات از تكرّر افعال و حركات پديد مىآيند اعمّ
از آنكه افعال نفسانى بوده يا بدنى باشند و بحسب فرض اين افعال و حركات بخود
ما تفويض شده و از طرفى چون حقائق ذوات و هويّات ما چيزى غير از ملكات
علميّه و عمليّه نبوده مخصوصا بنابر مسلك اتّحاد عاقل و معقول و نيز چون تا
ماداميكه ملكات ما مستحكم و مستقرّ نشده باشند تخمير و عجين شدن ذوات ما
بطور تمام و كمال حاصل نمىگردد لاجرم تفويض و واگذاردن فعل بخود ما مقتضى
است كه ذات ما نيز بما واگذار شده باشد.
سپس در توضيح « ما لم يستحكم ملكاتنا لم يتم تخمير ذواتنا» مىفرمايد.
در تعريف انسان گفتهاند: الانسان حيوان ناطق مائت.
يعنى آنچه در معرفى او آوردهاند ذاتيّات و آنچه ذاتيّات بآن تكميل
مىشوند مىباشد بدون اينكه حالات را ذكر كنند چه آنكه حالات در معرض زوال
بوده لذا آنها اعتنائى نيست و بخاطر همين نكته است كه حضرت اقدس احديّت در
قرآن عزيزش مىفرمايد: و استقم كما امرت.
و وجود مقدّس نبوى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمودهاند:
سوره هود مرا بخاطر همين يك آيه پير نمود.
پس از آن مىفرمايد:
اين تخميرات و عجين شدنها اگرچه در وقت لا يزال و آينده حصولشان
بالنّسبة بما است ولى در عين حال قياسا بمبادى عاليه چه رسد به مبدء المبادى
امرى است حاصل بنحوى كه جفت القلم و آنچه از آن بايد تراوش كند نسبت به
حوادث حالّه و استقباليّه الى يوم القيمه حاصل شده و مبادى عاليه از تخمير و
تعجين بوجهى فارغ شدهاند و هر روزى بلكه هر آنى مبدء المبادى بوجهى در شأن و
فعل مىباشد.
سپس مىفرمايد:
بخاطر ضعيف من اينطور مىرسد كه اين وجه پنجم در ردّ بر مفوّضه
مىباشد.
پس از آن چنين مىنگارد: