فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٩٠ - فصل كيفيت پيدايش كثرت در عالم
اعتبارى ميباشد چه آنكه اينفعل داراى وجود و ماهيّت مىباشد و براى وجودش
اضافهاى به مبدء ثابت است و بهمين اعتبار متّصف به امكان ذاتى است ولى
باعتبار ديگر چون مجرّد است و هر مجرّدى عاقل مىباشد لاجرم براى آن اين معنا
ثابت است كه هم ذات خود را تعقّل نموده و هم مبدئش را پس در اين هنگام
وجوبش مبدء براى پيدايش عقل دوّم مىگردد و امكانش يعنى وجودش بملاحظه
اضافهاش به ماهيّت آن مبدء براى پيدايش فلك اقصى مىباشد، البتّه اين تقرير
باعتبار وجه اوّل مىباشد.
يا در تقرير كيفيّت پيدايش كثرت مىگوئيم:
تعقّل نمودن عقل اوّل مبدء خودش را مبدء دوّم و تعقّلش ذات خود را مبدء
براى فلك اقصى مىباشد و اين تقرير باعتبار وجه ديگر است لذا براى اشاره نمودن
به ايندو وجه يكبار به وجوب و بار ديگر به تعقل تعبير كرديم، از اين گذشته اساسا
وجوب عقل اوّل عين تعقّل آن نسبت بمبدئش مىباشد زيرا تعقّل مجرّد عين ذات
وجوديّه آن بوده اگرچه عين ماهيّت نميباشد.
سپس مىفرمايد:
علّت دانى و پست معلولش نيز دانى و پست است و علّت مرتفع و عالى
معلولش نيز مرتفع و عالى است زيرا وجودى كه مضاف است به ماهيّت همچون ظلّ
و سايه مىباشد بنابراين مناسب با اين اضافه آنستكه جسم مظلم و تاريك صادر
شود چنانچه وجود مضاف به نور الانوار، نور بوده و مناسب با آن اينست كه عقل دوّم
كه آن نيز خود نور است صادر گردد و همچنين است دو تعقّل مذكور يعنى تعقّل و
استشعار عقل بهاء و جمال و جلال مبدء و معيّت قيوميّت بآن را و قربش را كه فوق
قربات محسوب مىشود و نيز تعقّل و استشعارش ماهيّت امكانيّه مظلمه ذاتّيه و نيز
وجود امكانى خودش را كه ذاتا ليس و عدم صرف مىباشد لذا از تعقّل و استشعار
اوّل عقل و از استشعار دوّم فلك حاصل مىشود همچون تعقّل شما نسبت بكمالات
و صفات ارزشمندى كه در شما است كه اين تعقّل موجب حصول بشاشت و
برافروختگى در شما شده و در مقابل تعقّل و بياد آوردن نقص و آفتى كه در شما
است حالت گرفتگى و تيرهگى ايجاد مىنمايد.