فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٨٦ - دليل بر اثبات صانع
وجودها و انتزاع مفاهيم كثيرة من ذات واحدة سائغ لا ينثلم به
وحدتها.
و لمّا فرغنا من طريقة الالهيّن بل المتألّهين فى اثبات الحقّ علت
صفاته تعرّضنا لطريقة غيرهم فقلنا.
ترجمه: ارجاع بده بمعناى واحد و يكى بدان تمام صفات كه كماليّه را از نظر مصداق و
ذات، بنابراين تكثير در مفاهيم منتزع مىباشد يعنى مفاهيمى كه از وجود آنها انتزاع
مىشود نه آنكه تكثير در وجود آنها باشد و انتزاع مفاهيم متكثّر و بسيار از ذات واحد
امرى است شايع و بواسطهاش وحدت ذات بهم نمىخورد.
سپس مىفرمايد:
و وقتى از طريق الهيين بلكه متألّهين در اثبات حقّ علت صفاته فارغ شديم
اكنون مىپردازيم به طريق غير ايشان لذا گفتهايم:
شرح فارسى:
توضيح
اشكال و جواب
قبلا گفته شد صفات كماليّه حقتعالى تمام عين ذات بوده و همان طورى
كه ذات واجب و تمام ذوات ممكنه به آن متعلّق و مربوط هستند صفات نيز چنان
بوده يعنى واجب و همه صفات ممكنه به آن متعلّق و مستند هستند لذا اين بيان
ممكن است سبب اين اشكال شود:
پس طبق اين تقرير به تعداد صفات كماليّه ذات مكرّر و متعدّد بايد بشود
يعنى در مقابل علم بايد ذاتى باشد عين آن و در مقابل حيوة و قدرت و اختيار نيز
ذواتى بايد باشند كه اين صفات عين آنها بوده تا اشكال دور و تسلسل مثلا پيش
نيايد و اين مستحيل است و خلاف فرص، زيرا واجب يكى بيشتر نمىتواند باشد
چنانچه در بحث توحيد ذكر خواهد شد.
امّا لزوم اين اشكال: بخاطر اين است كه بدون ترديد اين صفات با هم
متغاير و متخالفند پس از عين بودن هر كدام با ذات قطعى است كه ذوات متغايره نيز