فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٥١ - سر خلقت غالب الخيريه
بينائى و سلب مالكيّت دينا رو امثال آن مشخّص و ممتاز قرار بده.
يعنى شرور اعدام ملكاتى هستند كه براى آنها حظّى ضعيف از وجود
مىباشد نه آنكه آنها سلوب ايجابات باشند نظير سلب شاخ از انسان بلكه مانند
سلب چشم از او مىباشند.
پس فرق است بين عدم شيئ بطور مطلق و بين عدم و سلبش از موضوع
قابل.
شرح فارسى:
توضيح
دفع توهّم
امّا توهّم: گفته شد شرور اعدام هستند و به مقتضاى اينكه اعدام نميتوانند
مؤثّر باشند پس شرور نيز نبايد داراى اثر باشند و حال آنكه اين شرورى كه در
جنب جهات خير قليل هستند به مقدار خودشان اثر دارند پس جمع بين اين دو « عدم
مؤثّريّت اعدام و مؤثّر بودن شرور» چگونه امكان دارد.
امّا دفع: سلب چيزى از چيز ديگر به دو نحوه است:
١- آنكه مسلوبعته قابليّت اتّصاف به مسلوب را اصلا ندارد چنانكه
مىگوئيم: انسان شاخ ندارد يا ديوار چشم ندارد.
٢- آنكه مسلوبعنه قابليّت اتّصاف را داشته نهايت بعلل و عوارضى امر
فلانى از آن سلب مىشود چنانكه گوئيم انسان چشم ندارد يا درهم و دينار ندارد.
قسم اوّل سلب در مقابل ايجاب است و قسم دوّم سلب در مقابل ملكه
مىباشد.
با توجّه به اين مقدّمه كوتاه مىگوئيم اينكه گفتيم شرو اعدام هستند و اعدام
تأثير ندارند سلب تأثير در اين عبارت در مقابل ايجاب است و امّا اينكه شرور مقرون
با خيرات راجحه مؤثّر هستند سلب اثر از اين سنخ شرور بمعناى سلب در مقابل ملكه
است كه منافات ندارد با بودن ملكه احيانا همانطوريكه اگر بگوئيم انسان چشم
ندارد اين سلب منافات با داشتن چشم نيست بحسب قابليّت ذاتى نتيجتا اين شرور
فصول الحكمة، شرح فارسى بر منظومه (مبحث الهيات) ؛ ج٣ ؛ ص١١٥١
ملكاتى مقرون شدهاند كه حظ ضعيفى از وجود داشته و قابليّت اتّصاف به آثار در