فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٩٢ - استدلال از طريق حركت نفس
فلكى فلك ديگر موجود شود زيرا در اين صورت طبق فرموده مصنّف لازم مىآيد عدد
اجسام فلكى منتهى به عدد نبوده و تسلسل پيش مىآيد زيرا بنابراين تقدير فوق ه
فلكى فلك ديگر مىبايست باشد.
بعد از تمهيد اين مقدّمات اينك مىگوئيم طبيعيّون از طريق حركات افلاك
وجود واجب را اينطور اثبات نمودهاند افلاك متحرّكند بحركت اراديّه و غايت
حركتشان امر عقلانى است و آن امر عقلانى ايصال نفع به موجودات مادون يا
حصول فكل ديگر نيست پس قهرا غايت آنها امرى است از امور غير جسمانى و آن
امر يا نفس واجب تعالى است يا امر ديگرى كه آن منتهى بواجب مىشود و در هر دو
تقدير مطلوب و مدّعا ثابت است زيرا اگر اين دو امر نبوده و غايت امر جسمانى باشد
يا دور لازم مىآيد و يا تسلسل و هر دو باطل مىباشند.
استدلال از طريق حركت نفس
استدلال سوّمى كه حضرات حكماء طبيعى بر اثبات صانع نمودهاند اقامه
برهان از طريق حركت نفس بوده و تقرير آن چنين است:
نفس در بدو پيدايش در مرحله قوّه است لاجرم در حركت كردن به طرف
فعل محتاج بمخرج فاعلى است و آن فاعل قطعا يا نفس واجب تعالى است و يا
امرى است كه بواجب منتهى مىگردد و امور جسمانى هرگز نتوانند در نفس اثر كرده
و آن را از مرتبه قوّه بمرحله فعل رسانند و وجه آن را چند امر گفتهاند از جمله:
١- نفس بلحاظ تجرّدش از مادّه از جسم و امور جسمانى اشرف بوده و
بديهى است كه مؤثّر اخسّ در معلول اشرف نمىتواند اثر بگذارد.
٢- جسم و امور جسمانى فاقد عقل هستند پس چگونه مىتوانند به نفس
اعطاء عقل نمايند.
٣- امور جسمانى بملاحظه اينكه داراى مادّه هستند قهرا تأثيرا آنها در
اشياء بايد بواسطه وضع و محاذات باشد به اين معنا كه در امور تأثير گذارند كه آنها