فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٧٧ - وجه اشتراك صفات سلبيه
خلوّ ماهيّات امكانيّه از وجود و عدم لذا مىپرسيم در اين فرض كه منجر به امكان
شد مقصود از امكان كدام قسم آن است؟
از دو حال خارج نيست يا مقصود امكان ذاتى است و يا امكان استعدادى.
اگر امكان ذاتى باشد موضوعش قطعا ماهيّت تعمّليّه و عقليّه است و اگر
استعدادى باشد موضوع و حامل آن مادّه است.
قسم اوّل بلحاظ نبودن ماهيّت ذاتى در حقتعالى مراد نيست زيرا براى
حضرتش غير از صرف الوجود كه حاق واقع و متن اعيان است چيز ديگرى همچون
ماهيّت ذاتى تحقّق ندارد.
لاجرم امكانى كه در اينجا متصوّر بوده و موضوعش امر واقعى است همان
قسم دوّم مىشود يعنى امكان استعدادى و چنانچه گفتيم حامل و موضوع اين قسم
مادّه است و مادّه نيز چون محتاج به صورت است و قهرا مركّب از مادّه و صورت نيز
جسم مىباشد اين قسم را نيز به اعتبار اين تالى فاسدش كه لزوم جسميّت حقتعالى
است نمىتوان پذيرفت پس بايد گفت معناى « انّه عالم» يعنى ذاتش عين علم
مىباشد نه اينكه داراى ذاتى است و علم يا معناى « انّه قادر» اين است كه ذاتش
همان قدرت است نه اينكه ذاتى باشد معروض قدرت و همچنين نسبت به سائر
صفات كماليّه ذات.
شرح عربى: وجهة القبول، اى قبول ذاته للصّفات لو كانت عرضيّة معلّلة، غير
الفعل، اى غير جهة فاعليّته لتلك الصّفات.
هذا برهان آخر تقريره:
انّه لو كانت الصّفات زائدة على ذاته كانت معلّلة بذاته اذ لا واجب
آخر لدلايل التّوحيد و لا ينفعل عن مجعولاته ايضا فيلزم ان يكون
فاعلا و قابلا من جهة واحدة لكونه بسيطا غاية البساطة و هو محال.
ترجمه: و جهت قبول ذاتش نسبت به صفات در صورت غرضى بودن آنها موجب
معلّل بودنشان شده و بايد انرا غير از جهت فاعليّت براى اين صفات بدانيم.
و اين برهان ديگرى است كه تقريرش چنين است: