فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٦٧ - وجه تعبير بانتساب اشراقى
و سپس گفته: معناى اوّل اعمّ است از دوّم زيرا معناى اوّل هم در اعدام
صادق است و هم در وجودات بخلاف دوّم كه تنها در موجودات قديمه صدق
مىكند.
با توجّه بمعناى فوق قهرا معناى ازلى يعنى موجودى كه قديم و بلا اوّل باشد
همچون حقتعالى.
ب: دهر: كلمه دهر بمعانى متعدّدهاى استعمال مىگردد بشرح ذيل:
١- اسماء حسنى صاحب دستور گفته: و لذا پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و
آله و سلّم فرمود: لا تسبّوا الدّهر فانّ الدّهر هو اللّه تعالى.
٢- زمان طويل.
٣- بمعناى هزار سال.
٤- زمان بدون ابتداء و انتهاء.
٥- بمعناى عمر.
٦- بمعناى زمان چنانچه مقصود از دهر در عبارت فوق همين معنا است.
ج: زمان: عبد النّبى احمد نگرى در دستور مىگويد:
زمان از نظر متكلّمين عبارتست از امر حادث و معلومى كه به آن حوادث
موهومه ديگر را مىسنجند مثلا وقتى گفته مىشود:
« در زمان طلوع خورشيد نزد شما مىآيم» طلوع شمس امر حادث و معلوم
است و آمدن حادث موهوم و غير معيّن و بعد از مقرون شدنش بطلوع ابهام زائل
مىشود.
و از نظر حكماء مورد اختلاف است:
١- مشهور از ايشان اعتقاد ارسطاطاليس را پذيرفته و گفتهاند:
زمان عبارتست از مقدار حركت فلك اطلس « فلك الافلاك يعنى فلك
نهم».
٢- عدّهاى ديگر زمان را امر مرهوم و خيالى پنداشتهاند.
٣- گروهى ديگر بتاتا آن را منكر شدهاند.
٤- پارهاى از اهل فنّ زمان را به حركت تفسير نمودهاند.