فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٣٥ - مقاله شيخ در مبدء و معاد
ربوبى و مخلوق حقتعالى بوده و تمام اشياء را حضرت باريتعالى براى او آفريده
باشد زيرا اين تشريفات و تعظيمات براى انسان بملاحظه عقل مستفادى است كه
در او بوده و با عقل فعّال متّحد است على الخصوص اكمل افراد انسان كه در
حقتعالى فانى مىباشد.
شرح فارسى:
توضيح
دفع وهم
امّا وهم: ممكن است توهّم شده و اينطور گفته شود:
اگر عناصر (آب- خاك- باد- آتش) و عنصريّات (اشيائى كه منشاء
تكوّن آنها عناصر است) در عالم محسوس همچون سنگ مثانه باشند نسبت به
انسان و حقارت آنها بدرجهاى باشد كه بشمار موجودات عالم نيايند و در جنب سبع
الشّداد (افلاك هفتگانه يعنى: قمر، عطارد، زهره، شمس، مرّيخ، مشترى و
زحل) عد بحت و فناء محض محسوب شوند پس چطور حضرت حقتعالى انسان را
كه از جمله عنصريّات است خليفه خود در ارض قرار داده و در كتاب شريفش
مىفرمايد:
«وجعلنا فى الارض خليفة» و در حقيقت اگر موجودى اشرف از او مىبود
شايسته و لياقت خلافت براى آن موجود مىبايست باشد پس بدليل « ان »
درمىيابيم اشرف از كائنات انسان بوده و تشبيه عنصريّات به سنگ مثانه و تأسيس
اصل مزبور اساسى ندارد.
امّا دفع: در جواب مىفرمايد اصلى كه گفته شد صحيح و بىاشكال است
و تشبيه مذكور نيز بجا و غير قابل اعتراض است و امّا خصوص انسان از عنصريّات
سبب شرافت و كمالش جنبه عنصرى وى نيست چه آنكه اگر به جنبه مادّى و
عنصريش ملاحظه شود بمنزله همان سنگ مثانه است پس در وادى خليفة اللّهى و
عالم كمال به جنبه ديگر ملحوظ نظر واقع شده و آن باعتبار مستفاد وى و اتّحاد
اين عقل با عقل فعّال است خصوصا اگر اكمل افراد و اشرف كائنات منظور باشد
يعنى وجود مقدّس و منوّر حضرت خاتم الانبياء و اهل بيت عصمت و طهارتش كه