فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٧٧ - احتمال دوم در دو قيد
و از قيد دوّم نفى واسطه در ثبوت باشد يعنى غير از ذاتش شيئ ديگرى علّت
وجود او نمىباشد بخلاف ماهيّات كه تا علّتى خارج از ذات نداشته باشند موجود
نشوند لذا تا وجود حقتعالى واسطه و علّت واقع نشود هيچ ماهيّتى موجود نگردد.
البتّه اين دو احتمال فرق حقيقى و اساسى با هم ندارند تنها فرقشان اين
است كه بنابر احتمال اوّل دو قيد نفى حيثيّت تقييدى و تعليلى را مىكنند ولى بنابر
احتمال دوّم واسطه در عروض و ثبوت نفى مىشود و اين فرق اعتبارى بلكه لفظى
است.
قوله: بهر برهانه: از باب منع يمنع بمعناى روشن شد و مصدر آن « بهر » بفتح
باء و سكون هاء است و اسم مصدرش « بهر » بضمّ باء مىباشد و جوهرى در صحاح
گويد بمعناى غلبه و قهر نيز مىآيد و مراد از برهان حقتعالى آيات و آثار دالّه بر
وجودش مىباشد.
قوله: كالظّرف و المجرور: يعنى همانطورى كه اگر ظرف يا جار تنها ذكر
شوند مىتوان مظروف و مجرور را اراده كرد و بالعكس و در صورتى كه ظرف با
مظروف يا جارّ با مجرور ذكر شوند هر كدام از طرف و جارّ با مظروف و مجرور فرق
دارند و نمىتوان از هر كدام ديگرى را اراده نموده عينا دو كلمه بذاته و لذاته نيز
همينطور هستند يعنى اگر بذاته به تنهائى ذكر شود مقصود از آن هم بذاته است و هم
لذاته چنانچه وقتى لذاته به تنهائى ذكر شود همينطور است ولى وقتى آنها را با هم
بياورند مانند تعريف مذكور هر كدام بمعنائى هستند غير از ديگرى.
قوله: كالشمس الواسطة لها: اينكه خورشيد واسطه است در گرم كردن آب و
معذلك خودش گرم نيست كلام فاسد و بىاساس است كه هيويّون قديم به تبع از
بطلميوس قائل بوده و كرات علوى همچون شمس، مرّيخ، مشترى و زحل را از عالم
عناصر اربعه (آتش، هوا، آب، خاك) خالى مىدانستهاند ولى چنانچه گفتيم از
نظر دانشمندان متأخّر خلاف اين حرف ثابت شده چنانچه « اتو استروو» در مبانى
نجوم گويد:
ميزان واكنشهاى هستهاى در خورشيد بيشتر تابع درجه حرارت داخل آن
است.