فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٥٢ - اوصاف در مثل افلاطونى
١- وجود بسيط مشتمل است بر تمام مراتب مادون.
٢- جايز و ممكن است مفاهيم متعدّد از وجود واحدى انتزاع شوند.
٣- انتزاع مزبور دليل است بر اشتمال وجود واحد بر تمام مراتب مادون
خود.
و مقصود مصنّف از عبارات فوق شرح امر اخير بوده و براى اين منظور
استشهاد نموده است بر جواز انتزاع مفاهيم متخالفه همچون:
عاقل، متوهّم، متخيّل، حسّاس، بصير، سميع و امثال اينها از نفس بر اينكه
نفس در عين وحدت كلّ قوى و تمام نيروها است.
و سپس بشرح هر كدام از امور سهگانه پرداخته و فرموده:
امّا امر اوّل: يعنى اشتمال وجود واحد بر جميع مراتب مادونش: جهت آن
اين است كه بساطت شيئ و عدم وقوع تركيب بر آن ناشى از انعدام حدّ در آن است
فلذا هرچه ببساطت آن افزوده شود نفى نقائض نيز از آن بيشتر مىگردد.
پس در نتيجه بايد گفت مرجع بساطت به انتفاء حدّ از وجود بسيط است و
لازمه اين انتفاء آن است كه اين وجود كمالات مادون و جهات عديده وجوديه را
واجد باشد و هرچه اين بساطت بيشتر باشد احاطه آن به اين جهات و كمالات
فزونتر است چنانچه شاعر پارسى گويد:
|
زلف آشفته او موجب جمعيّت ما است |
چون چنين است پس آشفته ترش بايد كرد |