فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٧١ - فصل تعيين صفات ذات و صفات فعل
خفاء مطلق حضرتش يعنى مرحله كنز مخفى و بين وجودات محدوده و مقيّده يعنى
مجرّدات و مادّيّات مىباشد به اين عنايت اطلاق اضافه بر آن شده است.
قوله: و الحقيقيّة ذات الاضافة الخ: صفات اضافى دو قسم هستند:
١- اضافه حقيقى ٢- اضافه مشهورى.
اضافه حقيقى: همان اضافات محض و مجرّد اعتبار انتزاع است كه وقتى
مىگويند صفات اضافى زائد بر ذات هستند همين قسم مقصود است.
اضافه مشهورى: در واقع صفات اضافى نيستند بلكه از اوصاف حقيقيّه و
عين ذات هستند بلى باعتبار اضافه اشراقيّهاى كه در آنها است مشهور به صفات
اضافى شدهاند فلذا بسيار در كلمات و عبارات وارد شده كه از اين سنخ صفات به
صفات حقيقيّه ذات اضافه تعبير مىكنند كه اشتباه به اضافيّات محض نشوند.
قوله: باعتبار كونه برزخ البرازخ: كلمه برزخ گاهى مطلق استعمال مىشود و
گاهى مقيّد، در صورت اوّل از نظر لغت به معناى حائل و واسطه ميان دو چيز است
فلذا عالم مثال را هم كه برزخ گفتهاند از جهت آن است كه حائل و واسطه ميان
اجسام كثيفه و عالم ارواح مجرّده است چنانچه عالم برزخ را نيز بلحاظ واسطه
بودنش بين دنيا و آخرت به اين اسم موسوم نمودهاند.
از نظر عرفاء برزخ مطلق از القاب حضرت احديّت است چنانچه گاهى
اوقات بجاى آن الفاظ ديگرى همچون:
تعيّن اوّل، مقام اودانى و حقيقة الحقائق نيز استعمال مىكنند و اگر مقيّد
استعمال شد به اضافه هر قيدى معنائى از آن اراده و اصطلاحى قصد مىشود چنانچه
وقتى برازخ خاضعه گويند مقصودشان عناصر جسمانى است و اگر برزخ خافى
گفتند مرادشان اجسام مظلم و غير منير و مستنير است و اگر برازخ قاهره گفتند
قصدشان افلاك و اجرام علوى است و همچنين اطلاقات ديگر كه فعلا درصدد نقل
و شرح تمام آنها نيستيم.
قوله: الوجودات المقيّدة: در طىّ اقسام كه براى وجود نقل كردهاند و
مصطلحاتى كه ذكر نمودهاند اين دو اصطلاح به چشم مىخورد:
١- وجود مطلق.