فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٧٥ - شرح لفظى واجب تعالى
مقدّمه دوّم
قبلا در بخش منطق گفتيم كه عرض يا بدون واسطه بر موضوع عارض
مىشود همچون عروض كتاب بالقوّه بر انسان و يا باواسطه نظير عروض مضحك و
خنده بر انسان بواسطه تعجّب.
و اكنون مىگوئيم كه واسطه بر چهار قسم است:
١- واسطه در ثبوت.
٢- واسطه در اثبات.
٣- واسطه در عروض.
٤- واسطه در تصديق.
واسطه در تصديق: آن است كه در عبارت آن را با لام تعليل يا مرادف آن
مقرون مىسازند تا دلالت كند كه بواسطه آن تصديق حكم صورت گرفته مانند العالم
حادث لانّه متغيّر و از آن گاهى بواسطه در اثبات نام مىبرند.
واسطه در عروض: آن است كه سبب عارض شدن عرض بر امر ديگر باشد
همچون حركت كشتى كه سبب حركت سرنشينان در آن مىشود پس در واقع عرض
بر خود واسطه عارض مىگردد و آن دو قسم است.
الف: آنكه وصف و عرض براى واسطه ثابت باشد همچون آتش كه واسطه
در عروض حرارت بر آب است و معذلك خود نيز حارّ و گرم است.
ب: آنكه واسطه فاقد وصف مزبور باشد همچون سنگ كه واسطه در تيز
شدن چاقو مىشود اگرچه خود تيز نباشد و به آن واسطه در ثبوت نيز اطلاق كنند.
واسطه در اثبات: حدّ وسط در مقدّمة القياس را گويند.
واسطه در ثبوت: علّت واقعى و نفس الامرى چيزى را گويند.
و چنانچه از شرح اقسام واسطه معلوم مىشود در واقع واسطه سه قسم است:
واسطه در عروض، واسطه در اثبات، واسطه در ثبوت.
و امّا واسطه در تصديق همان واسطه در اثبات بوده و قسم جداگانهاى
نيست.
بعد از تمهيد اين دو مقدّمه اينك بشرح الفاظ كتاب مىپردازيم: