فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٥٩ - وجه تعبير بانتساب اشراقى
و امّا از نظر مشّائين: ايشان مىگويند مجد و عظمت حقتعالى بعلمى كه
عبارت از صور مرتسمه است نيست بلكه علوّش بذات اقدسش بوده كه آن علم
اجمالى سابق بر صور مرتسمه است و سپس در توضيح آن گفتهاند:
وجه اينكه ذات را علم اجمالى و بر علم تفصيلى كه صور باشد مقدّم
دانستهاين اين است كه وجود ذات، واحد و بسيط است و امكان ندارد به آن اشياء
كثير و مركّب منكشف شود.
پس اين دو طائفه از جهت اينكه ذات را علم اجمالى مىدانند با هم متّفق
هستند اگرچه اشراقيّين صور را منكر و مشّائين به آن معتقدند ولى مرحوم مصنّف از
هر دو طائفه در اين مقام جدا شده و مىفرمايد:
حقّ و صواب از نظر ما اين است كه ذاتش بلحاظ اينكه بسيط الحقيقه و
حقيقت بسيطه است واجد و جامع تمام مراتب وجود و كمال نور بنحو اعلى مىباشد
و سپس در تفسير كلمه « بنحو اعلى» مىفرمايد:
معناى اين عبارتست آن است كه: وجود ذاتش در عين وحدت و اجمالى
بودنش « يعنى بسيط بودن» علم تفصيلى بذوات كلّ ممكنات و تمام ماهيّات است
و در تعقيب اين عبارت اشاره بوجه التزام دو طائفه به آراء مذكوره و تضعيف آن
نموده و مىفرمايد:
وجه التزام مشّائين به عقيدهاى كه گفته شد اين است كه ايشان علم
حقتعالى را بصور مرتسمه مىدانند قهرا صورت مرتسمه ماهيّتى نمىتواند حاكى از
تمام ماهيّات باشد مثلا صورت شمس به تنهائى ممكن نيست حاكى از اشياء
مختلفه و ماهيّات كثيره ديگر همچون كرات و افلاك و عناصر باشد زيرا صورت
ذهنيّه شمس ماهيّت آن است چه آنكه قبلا در مبحث وجود ذهنى گفته شد تحقّق
اشياء در ذهن به ماهيّات آنها است نه باشباح و صور و در حقيقت صورت مرتسمه
شمس در ذهن فردى از شمس حقيقى است و اگر گفته شود در صورت صحيح بودن
اين كلام پس چرا شمس ذهنى همچون كره آفتاب در خارج اشراق و حرارت
ندارد؟
جواب اين است كه اين نه بخاطر شمس نبودن آن باشد بلكه جهتش اين