فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٩١ - استدلال از طريق حركت افلاك
سوّم: حركت افلاك بدون ترديد حركت ذاتيّه است چون اوّلا و بالذّات
خود متحرّك است نه آنكه واسطهاى در عروض حركت داشته باشد.
و نيز حركت آنها اراديّه است نه طبيعيّه و قسريّه.
امّا طبيعيّه نيست زيرا حركات افلاك را وضعيّه دانند و در حركت وضعيّه
گفتهاند آن است كه نقطهاى را كه متحرّك از آن دور مىشود عينا همان نقطهاى
باشد كه بطرفش نزديك مىگردد ولى در حركت طبيعيّه چنين نيست مانند حركت
حجر هابط از نقطه بالا بطرف نقطه پائين، پس چطور مىتوان حركت افلاك را
بمقتضاى استدارهاى بودنش طبيعيّه دانست.
و امّا قسريّه نيست جهتش دو امر است:
١- قسريّه نيست جهتش دو امر است:
١- قسريّه را در جائى اطلاق كنند كه قابليّت حركت طبيعيّه در متحرّك
باشد زيرا حركت قسريّه حركت برخلاف طبع متحرّك است در قبال حركت طبيعيّه
و وقتى افلاك براى اتّصاف بحركت طبيعيّه قابليّت نداشتند پس براى قسريّه نيز
قابل نخواهند بود.
٢- منشاء در حركت قسريّه تصرّف قاسر است و در جاى خود مسطور و
محقّق است كه افلاك مقهور قاهرى نبوده و قاسرى در آنها تصرّف ندارد.
و همچنين بايد گفت غايت حركت افلاك غايت غضبيّه و شهويّه نيست
بلكه غايت عقلانى است.
امّا غضبيّه و شهويّه نيست زيرا افلاك از شهوت و غضب مبرّا هستند چه
آنكه غضب بجهت دفع مزاحم و شهوت براى تحصيل غذا و بدل ما يتحلّل است و
هيچيك از اين دو در افلاك معقول و متصوّر نيست.
و نيز بايد گفت غايت حركت افلاك ايصال نفع به موجودات مادون نيست
چه آنكه در غير اين صورت بايد بواسطه ايصال كمالى براى آنها حاصل شود و حال
آنكه استكمال كامل بناقص و تكامل عالى بسافل صحيح نيست و اساسا موجودات
ناقص وقع و ارزشى در اين وادى براى افلاك ندارند چه رسد به اينكه موجب
حصول كمال آنها شوند.
كما اينكه نمىتوان غايت حركت افلاك را اين دانست كه در اثر حركت