فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٧٦ - احتمال دوم در دو قيد
دو قيدى كه در تعريف لفظى حقتعالى ذكر شد هر كدام محتمل دو معنا
هستند:
احتمال اوّل در دو قيد
قيد اوّل آن بود كه ذات قيامش بنفس ذات باشد نه بغير آن:
مقصود از اين عبارت آن است كه وجود و قوام حضرتش همچون موجوديّت
ماهيمات امكانيّه نيست تا داراى حيثيّت تقييدى باشد چه آنكه حيثيّت وجود نسبت
بعروض موجوديّت در ماهيّت امكانى از قبى حيثيّات تقييدى است زيرا ماهيّت با
قطعنظر از ماسوايش نه موجود است و نه معدوم پس تا مادامى كه آن را مقيّد ملاحظه
نكنيم حمل هيچ كدام از موجود و معدوم بر آن صحيح نيست بلى اگر با ماهيّت وجود
يا عدم را ملاحظه كرديم اين حمل درست است پس در واقع موجود عارض بر وجود
ماهيّت است و بواسطه وجود ماهيّت نيز موجود شده و اين عارض بر آن عروض پيدا
مىكند امّا وجود حقتعالى همان ماهيّت و ذاتش است بطورى كه وقتى مىگوئيم
واجب تعالى موجود است معنايش اين است كه واجب تعالى واجب است يا وجود
موجود است لذا حمل موجود بر ذاتش محتاج به واسطه و تقيّد ذات نمىباشد.
و امّا قيد دوّم: آن بود كه قيام ذات بذاتش براى ذات و به جهت آن باشد
نه بخاطر شيئ ديگر.
مراد از اين عبارت آن است كه نحوه وجوديكه براى ذات اقدسش هست
مانند موجوديّت ساير موجودات نيست تا معلّل بجهات و حيثيّات خارج از ذات باشد
بلكه علّت وجودش همان ذات مقدّسهاش است.
احتمال دومّ در دو قيد
و احتمال دارد منظور از قيد اوّل احتراز از بودن واسطه در عروض باشد يعنى
موجود بودن حضرت حقتعالى محتاج بواسطه نيست همان طورى كه موجودات
خاصّه و ماهيّات ممكنه احتياج دارند.