فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٥٨ - وجه تعبير بانتساب اشراقى
واحد و بسيط بوده پس ممكن نيست بواسطهاش تمام اشيائيكه تفصيلا با هم
اختلاف دارند از نظر ايشان منكشف شوند ولى از نظر من كه با نظريّه برخى از ابناء
حقيقت و اهل تحقيق موافق است چون بسيط الحقيقة واجد و جامع كلّ وجود و
كمال آن بنحو اعلى مىباشد پس او در عين وحدت و علم اجمالى يعنى وجود واحد
بسيط بودنش نزد من علم تفصيلى به ذات هر چيزى مىباشد چه آنكه صورت ذهنيّه
همچون صورت خورشيد امكان ندارد حكايت از اشياء كثيره بنمايد زيرا اشياء مزبور
ماهيّات بوده و حيثيّت ذات ماهيّات حيثيّت مغاير با هم مىباشد و با وجود
مطلق و نيز با وجود مضاف بماهيّت واحد عددى بوده و مرتبهاش مرتبه ضيق و
محدود مىباشد.
امّا وجود پس حيثيّت ذاتش حيثيّت سعه احاطه مىباشد از اينرو وجود صرف جامع
هر وجودى بنحو اعلى مىباشد بطورى كه شيئ از اين وجودات از او مخفى و پنهان
نمىمانند و نحو اعلا از هر شيئ تمام و كمال آن مىباشد و شيئيت شيئ نيز تماميّت
و كمال آن مىباشد و فيضش بهر شيئ احاطه دارد پس او هر وجودى را حكايت
مىكند، و رداء كبريائيش از آن قاصر و كوتاه نيست.
و چون در اينمقام زمينه براى سوالى است باين شرح:
اين وجود خاصّ و ماهيّت خاصّه بلكه ذات هر چيزى در ازل تحقّق نداشته
پس چگونه معلوم بوده است چه آنكه معدوم متعلّق علم واقع نمىشود.
از آن باينگونه پاسخ و جواب داده و گفتيم:
شرح فارسى:
توضيح
در فقرات مذكوره اشاره شده است به وجه افتراق مختار مصنّف « ره » با
اعتقاد حكماء اشراق و مشّاء و حاصل آن اين است:
هر كدام از اين دو طائفه ذات حقتعالى را علم اجمالى كمالى مىدانند ولى
از نظر مرحوم مصنّف ذات اقدسش علم تفصيلى است باشياء.
امّا از نظر اشراقيّين: زيرا ايشان چنانچه قبلا گفته شد وجود ذات را علم
اجمالى و مقدّم بر علم تفصيلى كه عبارت از وجود اشياء است مىدانند.