فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣١٦ - فصل عموم قدرت حقتعالى و انكار ثنويه و معتزله
ب: ايجاد تابع وجود است چنانچه از تعريف فوق اين امر استفاده مىشود.
ج: ممكنات وجود حقيقى ذاتى ندارند به اين معنا كه ذات آنها عين وجود
نيست بلكه نظر بذات ليس محض هستند چنانچه باعتبار علّت ايس و وجود مىشوند
لاجرم همانطورى كه وجود حقيقى ندارند، حركت و قوّه و قدرت حقيقى نيز در آنها
نيست و همانطورى كه ايجاد حقيقى براى آنها نيست و وجودشان ترشح و ظلّ
وجودى حقّ تعالى است عينا حركت و افعال دالّه بر قدرت نيز حقيقتا از آن ايشان
نيست بلكه به بركت ارتباطشان به مبدء اعلى و استنادشان به قادر حقيقى است و
معناى عبارت نورانى «لاحول و لا قوّة الّا باللّه العظيم» نيز همين است.
پس تمام افعال مقدوره دالّ بر وجود قدرت در حقتعالى است.
دفع وهم
اگر افعال صادره از عباد و كلّيّه موجودات و ايجادات در خارج حقيقتا از
آن ايشان نباشد و تمام فعل حقتعالى باشد جبر لازم مىآيد و آن باطل است.
در جواب مىفرمايد همانطورى كه غير او هيچ شيئ وجود حقيقى ندارد و
منحصرا موجود حقيقى او است نه غيرش و در عين حال اطلاق موجود بر غيرش
بطريق مجاز بلا اشكال و غير مستنكر است عينا ايجادات و افعال حقيقتا از او است
چه آنكه فاعل افعال را او ايجاد نموده است قهرا استناد افعال به او نيز صحيح بوده و
سلبش از مخلوقات بلا اشكال مىباشد.
٤- مبدء اختيار در حقتعالى ذات اقدسش است به اين معنا كه قوام اختيار
بذات بوده و آن را از صفات ذات محسوب مىكنند پس همچون ذات نسبت به تمام
ماسوى و جميع افعال و اشياء عام است و چون اختيار از شئون قدرت مىباشد لاجرم
قدرت نيز بايد داراى چنين تعميم و توسعهاى باشد.
امّا اينكه مبدء اختيار ذات است و بذات منتهى مىشود جهتش اين است
كه اختيار اگر از صفات ذات نباشد و بفعل منتهى گردد آن فعل نيز چون اختيارى
است پس در واقع اختيار به اختيار منتهى شده و موجب تسلسل مىگردد و چون
تسلسل امرى است باطل لابد بايد به غير فعل كه ذات است ختم شود.