فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٢٤ - اصطلاح شيخ اشراق
مىباشد و مىتوان ليس را تامّه دانست و جمله « يغيب الخ» بتأويل
مصدر فاعل آن است و على التّقديرين جمله حال است از محلّ.
واو: عاطفه.
لا: تأكيد نفى است.
الّذى: موصول و جمله « يحصل فيه سترا» صله و عائد، معطوف به اسم
ليس.
فاء: جوابيّه.
هو: مبتداء و جمله « تزيد شعرا» خبر آنست و صواب اين است كه
« تزيد » با ياء باشد.
بها: جارّ و مجرور، متعلّق به « شعرا » و جمله مبتداء و خبر، خبر است
براى اشعّة.
ترجمه: اشعّه حسّيّد امتيازشان به تمايز علل و اسباب است و محلّ تابش آنها هرگز
ازدياد و كثرت آنها را درك نمىكند زيرا محلّ اين سنخ اشعّه موجود حىّ و زنه
نيست تا ادراك داشته باشد ولى بعضى از اشعّه حسّيّه در اين محال و بقاع داراى
ظلّ بوده و بعضى بدون ظلّ به اين معنا كه از بعضى از اشعّه ظلّ آنها واقع مىشود و
بعضى ديگر خودشان در اين محال قرار مىگيرند.
امّا اشعّه عقليّه كه محل پرتو آنها موجودات حىّ و زنده بوده و به ذات خود
عالم مىباشند و در آنها هيچ ستر و مانعى از علم وجود ندارد محلّشان علم و شعور به
آنها و ازديادشان دارند.
شرح عربى:
غرر
فى تمايز الاشعّة العقليّة
و تكثّرها فى المحلّ العقلى و شعوره بها بخلاف الحسّيّة فى الحسّى.
ما امتازت الّا بتمايز العلل اشعّة حسّيّة، وقعت، على محلّ، حسىّ