فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٠٦ - فصل ارتباط حادث با قديم
و يمثلون بحركة الثّقيل الى اسفل فانّه لا ينتهى الى حدّ الّا و يصير ذلك
الانتهاء معدّا لان يتحرّك منه الى آخر و المؤثّر هو الثّقل و هو ثابت
محفوظ فى جميع الحدود المتغيرة و بغير ذلك و لكلّ وجهة هو مولّيها.
هذا كلّه عند من لم يقل بانقطاع الفيض و يجعل الحدوث و التّجدّد فى
ناحية المستفيض فهو فى مندوحة و امّا من يقول بالانقطاع ففى داء
عياء لم ينجع فيه دواء كما لا يخفى.
ترجمه: جواب سوّمى كه از شبهه مزبور دادهاند اين است:
هر حادثى شرط حدوث حادث ديگر بوده و هر متجدّدى علّت معدّه است
براى وجود و تجدّد ديگرى و در عين حال تمام حادث مىباشند و اين لسله توقّف
بلحاظ اينكه تسلسل تعاقبى مىباشد نه تسلسل حقيقى از نظر ارباب فن بلا اشكال
است و براى تثبيت اين جواب متمثّل به مثالى شده و گفتهاند:
مثال ما نحن فيه سنگ يا جسم ثقيلى است كه از بالا به پائين حركت
مىكند كه در اين حركات قطعات و حدودى واقع است كه انتهاء هر قطعه معدّ و شرط
براى آغاز قطعه ديگر است و در تمام اين حدود و قطعات يك جسم ثقيل متحرّك
بوده و در همه آنها همين جسم ثابت و محفوظ است پس در واقع موجوداتى كه
حادث محض و متجدّد بحت هستند رابط بين مبدء و كائنات نيستند تا اشكال وارد
باشد بلكه اوّل موجود كه داراى دو اعتبار است رابط است و آن دو اعتبار عبارتند از
لحاظ جهت ثبوت كه به آن مستند به مبدء است و ملاحظه جهت حدوث كه به اين
اعتبار حوادث و كائنات به آن مرتبط مىشوند.
و فرق اين بيان با جواب اوّلى كه قدماء گفتهاند اين است كه قدماء
حركت فلك را علّت قريبه براى حدوث حوادث و كائنات مىدانند ولى ايشان
علّت بعيده و بعنوان شرط به آن اعتقاد دارند.
قوله: و بغير ذلك: جوابهاى ديگرى از شبهه مزبور دادهاند مثل جوابى كه
بعضى داده و گفتهاند رابط بين مبدء و حوادث صور حادثه در نفس خياليّه فلكيّه
است كه عبارت از لوح محو و اثبات باشد يا بيانى كه بعضى ديگر دارند و گفتهاند