فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٠٥ - فصل ارتباط حادث با قديم
و مخلوقات است منتهى حكماء كه حركت جوهريّه را قائل نيستند آنرا حركت
وضعيّه عرضيّه فلك مىدانند كه ماهيّت آن عين حدوث و تجدّد است و ما كه اين
حركت را ثابت مىدانيم مىگوئيم رابط حركت جوهريّه فلك است كه طبيعت آن
يعنى متحرّك عين حدوث مىباشد نه ماهيّت و مفهوم حركت زيرا تجدّد و عدم
استقرار هيچگاه در مفهوم طبيعت معتبر نباشد چه آنكه مفهوم و ماهيّت حركت همان
صورت نوعيّه آن است نظير صورت نوعيّه ناريّه و قوّه مسخنه مصعده كه ماهيّت آتش
و صورت نوعيّه مائيّه و قوّه مبرده مثقّله كه ماهيّت آب مىباشد و همانطوريكه
استقرار و عدم استقرار در ماهيّت و مفهوم اين دو معتبر نيست در جواهر ديگر نيز
چنين است لذا قرار و تجدّد عين ماهيّت حركت نيست بلكه عين متحرّك مىباشد
در نتيجه مىگوئيم متحرّك كه طبيعت حركت است عين حدوث است و خلاصه
كلام تمام حوادث بحركت فلك منتهى مىشوند و رابط بين موجودات و مبدء اين
حركت است نهايت ما حركت جوهريّه را رابط مىدانيم و ديگران حركت وضعيّه را
واسطه قرار دادهاند و بنابر مذهب ما جواب شبهه را اينطور بايد داد:
طبيعت فلك داراى دو وجه است: وجه عقلى و وجه طبيعى.
باعتبار اوّل فلك از عالم حوادث محسوب نشده بلكه به ملاحظه اتّصالش
بربّ النّوع يا بهتر بگوئيم باعتبار اينكه چون علم ازلى حقتعالى است لاجرم قديم
مىباشد.
فصول الحكمة، شرح فارسى بر منظومه (مبحث الهيات) ؛ ج٣ ؛ ص١٤٠٥
باعتبار دوّم چون طبيعت متجدّده است و ذاتش متصرّم مىباشد قهرا از
حوادث بشمار مىآيد لذا بلحاظ وجه اوّل داراى ثبات و استقرار بوده و ملاحظه وجه
دوّم متجدّد و غير مستقرّ مىباشد و بعبارت ديگر وجه دوّم معلول استنادش به مبدء
بوده و وجه ثانى علّت استناد حوادث و متجدّدات به آن مىباشد.
و مرحوم مصنّف در جواب شبهه مذكور همين جواب را اختيار نموده و در
بحث قديم و حدوث نيز آن را ذكر فرموده كه قبلا گذشت.
شرح عربى: و منها: جعل المقربات و المصحّحات الامور السّابقة المعدّة الّتى فى
عرض الحادث فانّ كلّ متلوّ معدلتاليه و التّسلسل تعاقى جايز عندهم