فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٣٦ - فصل تكلم حقتعالى
ترجمه و شرح فارسى:
فصل تكلّم حقتعالى
كلمه عبارتست از وجودى كه از وجود ديگرى پرده بردارد و بهمين مناسبت
وجودات عالم ماسوى را كلمات گويند زيرا پرده از عالم مكنون برداشته و وجود
حقتعالى را آشكار مىكنند.
و همانطورى كه كلمات لفظى از تقاطع نفس انسانى در مخارج بيست و
هشت حرف عربى كه به تعداد منازل قمر جعل شده حاصل مىشوند عينا كلمات
وجودى عالم وجود از تقاطع نفس رحمانى كه وجود منبسط باشد در مراتب بيست و
هشتگانه موجودات تحصّل مىيابند.
و مقصود از مراتب بيست و هشتگانه وجود: عقل، نفس، افلاك نهگانه
يعنى « قمر، عطارد، زهره، شمس، مريخ، مشترى، زحل، فلك ثوابت و فلك
الافلاك كه فلك اطلسش گويند » اركان و عناصر چهارگانه يعنى « آتش، باد،
آب، خاك» مواليد سهگانه يعنى « حيوان، نبات، جماد» عالم مثال، مقولات
نهگانه عرضى يعنى « فعل، انفعال، كم، كيف، انفعال، زمان، مكان، وضع،
اضافه» مىباشد چنانچه منازل بيست و هشتگانه يا آنطور كه بعضى ديگر
گفتهاند بيست و هفتگانه عبارتند از:
شرطين، بطنين، ثريّا، دبران، هقعه، هنعه، ذراع، نثره، طرفه، حبه، ريزه،
سرفه، عوا، سماك، عفره، زبانا، اكليل، قلب، شوكه، نعائم، بلسده، سعده، بلع،
اجنيه، سعود، مقدّم، مؤخّر.
بعد از دانستن اين مقدّمه تذكّرا مىگوئيم:
لفظ همان است كه در عرف بكلام مشهور شده است چه آنكه مقصود از
كلام اصطلاح نحاة يا مصطلح اهل كلام نيست بلكه مطلق آنچه از دهان خارج
شده با اعتماد بر مخارج حروف و البتّه مقصود از لفظ به قرينه اطلاق كلام بر آن
لفظى است كه داراى معنا باشد با توجّه به اين امر لفظ مزبور را مىتوان اينطور تفسير
كرد: