فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٤٢ - رأى متأخرين
حكايت مىنمود مثلا چنانچه مصنّف « ره » در حاشيه فرموده وقتى عاقله درك نمود
كه واجب تبارك و تعالى نور بلكه نور هر نورى است و حقيقت تمام حقائق
مىباشد قوّه متخيّله از اين معنا به نور شمس حكايت نموده و صورت معقوله را اينطور
تقرير و حكايت مىنمايد:
همانطورى كه تمام نورها از نور شمس منشعب مىشوند و نور آن حقيقت
تمام انوار است تمام انوار حقيقى نيز چون انوار قاهره و انوار اسپهبديّه نيز حقيقتشان
نور الهى و وجود حقتعالى است.
ب: آنكه علمش عبارتست از حالت راسخهاى در نفسش كه در اثر
ممارست و تمرين و تكرير پديد آمده و از آن به ملكه تعبير مىكنند همچون ملكهاى
كه در اثر ممارست قواعد و مسائل فقهى، ادبى، طبّى براى فقيه و اديب و طبيب
حاصل شده است.
ج: آنكه چه بسا مسائل گوناگون و مختلفهاى را بر وى عرضه مىدارند كه
بغتتا در ذهنش يك جواب اجمالى براى كلّ منقدح مىشود و سپس براى هر كدام
جداگانه جوابى با تأمّل و تفكّر بيان مىنمايد كه منشاء تمام اجوبه مفصّله همان
جواب اجمالى است كه ابتداء به ذهنش خطور نمود پس جواب اجمالى اوّل را
مىتوان علم واحد بسيطى دانست كه فعّال و مولّد تفاصيل بوده و قهرا از تمام آنها
اشرف و اعلى مىباشد چه آنكه منشاء (بفتح ميم) از منشاء (بضمّ ميم) اشرف و اعلى است.
و پس از ذكر اين اقسام گفتهاند:
علم حقتعالى نيز از قبيل قسم سوّم است يعنى انطواء تمام ماسوى در ذات
حضرتش اجمالى است از مفصّلات امكانى فقط فرقى كه بين قسم سوّم با علم
حقتعالى است اين مىباشد كه حالت بسيطه در ما از سنخ ملكه و زائد بر نفس
است ولى در حقتعالى علم عين ذات اقدسش مىباشد.
مرحوم مصنّف مىفرمايد:
اين تقرير را ما از ايشان در بعضى از نوشتهجات خود قبول و تصحيح
نمودهايم چنانچه در حواشى اسفار و شواهد الرّبوبيّه مذكور است.