فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٥٩ - اراده در حقتعالى
كرابط: جارّ و مجرور، متعلّق باستقرّ، صفت براى « اثر » است.
لا: عاطفه.
شيئ باستقلاله: صفت و موصوف، معطوف به « رابط » است.
ليس: از نواسخ و « حكم » اسمش و « له » خبرش مىباشد.
على حياله: جارّ و مجرور، متعلّق باستقرّ، حال است از « حكم » .
رضاؤه: مضاف و مضافاليه، مبتداء و « رضاء بالفعل» خبرش است.
بالذّات: متعلّق است به مبتداء.
ذا الرّضا: اسم اشاره به مشاراليهش، مبتداء و « ارادة لمن قضى» خبرش
مىباشد.
ترجمه: حقتعالى مسرور است به اثرى كه از وى صادر مىشود باعتبار اينكه اثر او
است و وجود حرفى و ربطى دارد نه اينكه چيز مستقلّى باشد چه آنكه اين آثار
مستقلّا حكمى را دارا نيستند.
رضاى او بذاتش همان رضايتش بفعل مىباشد و اين رضا همان اراده
است.
شرح عربى: و من له بشيئ بهجة، شروع فى بيان ارادته للآثار فهو، مبتهج بما، اى باثر،
يصير، ذلك الشّيئ، مصدره من حيث انّه، عائد الى كلمة ما.
يكون اثره، اثرا، كرابط لا شيئ باستقلاله، ليس له حكم على حياله،
بل يكون ظهوره ظهور المؤثّر كعكس يكون آلة لحاظ العاكس فاذا
كان الابتهاج او العشق او الرّضا او ما شئت فسمّه بالمؤثّر ابتهاجا بالاثر
بما هو اثر تبعا فكان، رضاؤه بالذّات، المتعالية، بالفعل، متعلّق بقولنا،
رضا، تبعا، و ذا الرّضا، و هذا الابتهاج، ارادة لمن قضى، و قدرّ و
امضى الامور بانّ الدّاعى و الغرض من الايجاد عين ذاته تعالى.
ترجمه: و كسيكه بچيزى شوق و محبت دارد پس وى باثرى كه آن چيز مصدر و
محلّ صدورش مىگردد نيز شوق و علاقه دارد زيرا اثر مزبور اثر خودش بوده و همچون