فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢٥٤ - وجه تعبير بانتساب اشراقى
مؤلّف گويد:
از فيض مقدّس تعبير به نفس رحمانى و وجود منبسط نيز شده است چنانچه
مرحوم مصنّف در اينجا چنين تعبير نموده و فرموده است:
فيض مقدّس اطلاقى همان وجود مطلق منبسط بر اشياء است و چون اين
عبارت موهم است كه وجود غير از مرتبه اطلاق مراتب ديگر نيز داشته باشد لهذا
مرحوم مصنّف بمراتب ديگر نيز اشاره مىنمايد اگرچه مورد بحث و كلام نيستند.
طبق گفته مصنّف در اينجا براى وجود سه مرتبه است:
١- مرتبه وجود حقتعالى كه همان وجود مطلق منبسط و سعى باشد كه بر
تمام ماسوى پرتو افكنده است.
٢- مرتبه وجود مطلق كه اشاره بمقام فعل حضرتش است.
٣- مرتبه وجود مقيّد كه اشاره بمقام وجود موجودات و ماهيّات امكانى
است.
وجه تعبير بانتساب اشراقى
قبل از اينكه وجه تعبير مذكور بيان شود مناسب است مقصود از كلمه
صرف الوجود دانسته شود.
دانشمند معاصر جناب آقاى دكتر سيّد جعفر سجّادى دام افضاله در فرهنگ
علوم در بخض حرف (ص) ذيل كلمه صرف مىنويسد:
كلمه صرف بكسر صاد بمعناى خالص بودن است.
صرف الحقيقة يعنى شيئ بدون ضمائم و عوارض متكثّره و متشخّصه.
صرف الوجود يعنى وجود محض غير مشوب با ماهيّت.
گاهى از كلمه « صرف الوجود» وجود خدا را اراده مىكنند و بجاى كلمه
وجود صرف « صرف الوجود» بكار بردهاند و لكن اغلب جمله « صرف الوجود» در
كلمات فلاسفه همان وجود است بدون لحاظ و توجّه بر جنبههاى ديگر آن يعنى
وجود از نظر آنكه وجود است نه وجود به لحاظ تركيب آن با ماهيّت و نه با لحاظ
تشخّص و تعيّن خاصّ آن به محلّ معيّن يا شخص معيّن و معلوم و يا وجود ممكن و يا