فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٥٧ - برهان عدم تركيب واجب
فرض است.
و نيز اگر حقتعالى مركّب از اجزاء باشد لازمهاش اين است كه در وجود يا
تقوّم محتاج به اجزاء باشد چنانچه در صورت ممكن بودن اجزاء اين احتياج لازم
است.
شرح عربى: لو وجبت الاجزاء على تقدير ثبوتها للواجب تعالى فذلك، خلف بلا
التباس، من حيث انّا فرضناه واحدا اذا اجزاء و اذا كانت الاجزاء
واجبات لزم تعدّد الواجب و كون كلّ واحد بسيطا، اذ بينها الأمكان
بالقياس، و الصّحابة الاتّفاقيّة فهذا بيان للملازمة بما تقرّر انّه اذا
فرض واجبان لم يكن بينهما تلازم و الّا لزم معلوليّتهما او معلوليّة احدهما
و حينئذ لم يكن تركيب حقيقى مؤدّ الى الوحدة لعدم الافتقار فيما بين
الاجزاء و هذا ما ادّ عيناه من اللّازم.
ترجمه:
برهان عدم تركيب واجب
بفرض ثبوت اجزاء براى واجب تبارك و تعالى اگر آنها واجب باشند اين
امر بدون شبهه مستلزم خلف است زيرا واجب را واحد ذو اجزاء فرض كرديم و وقتى
اجزاء واجب شدند لازم مىآيد كه واجب متعدّد بوده و هر كدام بسيط باشند زيرا بين
اجزاء امكان بالقياس و مصاحبت اتّفاقيّه برقرار است نه علاقه لزوميّهاى كه بين
علّت و معلول مىباشد و اين بيان و تقرير است براى ملازمه بين وجوب اجزاء و لزوم
تعدّد واجب كه خلاف فرض است چه آنكه وقتى اجزاء را دو واجب فرض كرديم
قطعا بين آنها تلازم و علاقهاى نمىباشد زيرا اگر بين آنها تلازم ثابت باشد لازمه آن
اينستكه بگوئيم هر دو يا معلول براى علّت واحدى بوده يا يكى از آندو علّت و ديگرى
معلول مىباشد و پرواضح است در چنين فرضى كه بين اجزاء علاقه مزبور حكم
فرما نباشد تركيب حقيقى كه منجر به وحدت شيئ گردد وجود پيدا نمىكند زيرا
احتياج و افتقار بين اجزاء وجود ندارد و اين همان لازمى است كه ادّعا نموديم.