فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٣٥ - عقول عرضيه و اقسام آن
يحف: صله و عائد براى « الّذى » .
امّا: شرطيّه.
الشّمس: مبتداء و « فهو ذو شرف» خبر آن است.
فاء: عاطفه بمعناى سببيّت.
انّ: از نواسخ و ضمير منصوب اسمش و « الطّلسم » خبر آن مىباشد.
للسّهرير: جارّ و مجرور، متعلّق به « الطّلسم » .
سلطان: مضاف و كلّ كوكب مضافاليه آن است، معطوف است به الطّلسم
بحذف عاطف.
منير: صفت براى « كوكب » .
ليس: از نواسخ و « فى الثّانى» خبر مقدّم و « ما » اسم مؤخّر آن است.
من الجهات: جارّ و مجرور، متعلّق به « ليس » .
يفى: فعل و فاعل، صله و عائد براى « ماء » موصوله.
بثامن: جارّ و مجرور، متعلّق به « يفى » .
كثير: صفت براى « ثامن » .
انجما: تميز است از فاعل « كثير » .
ترجمه: اگر تكثّر اجسام منتسب به عقول طوليّه باشد لازمه آن اين است كه جسم
علّت جسم باشد و حال آنكه اين لازم منتفى است و نيز لازم مىآيد جسمى كه
علّت است بلحاظ عظمت و بزرگيش از جسم ديگر كه معلولست اشرف باشد و حال
آنكه فلك خورشيد در عين حالى كه از فلك محيط به آن كوچكتر است معذلك از
آن اشرف ات زيرا اين فلك « فلك شمس» طلسم براى اعظم انوار طبقه عرضيّه
يعنى « سهرير » مىبشد و نيز سلطان و فرمانرواى تمام كواكب نورانى است.
و نيز در عقل ثانى از جهات متكثّره مقدارى نيست كه وافى و مساوى با
انجم كثيره در فلك هشتم باشد.
شرح عربى: و ان لاعلين، اى الى القواهر الطّوليّة، انتمى، كما زعمه المشّائون،
فيلزم علّيّة الجسم لجسم، لانّ بين عللها ح ترتّبا علّيّا و معلوليّا فلابدّ ان