فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٤٠٠ - فصل ارتباط حادث با قديم
فيه الحركة.
فالحركة من حيث الذّات اعنى ذلك الامر البسيط المحفوظ فى تلك
الحدود مستندة الى المبدء الثّابت و باعتبار نسبها المتجدّدة يسند اليها
الحوادث المتجدّدة فكلّ قطعة او حدّ منها شرط لحدوث حادث وقع
فى زمان خاصّ مخصّص لحدوثه فعلّة كلّ حادث مركّب من شيئ قديم
كالعقل الفعّال بحول اللّه و قوّته و من شيئ حوادث هو تلك القطعة او
ذلك الحدّ كما قلنا:
ترجمه و شرح فارسى:
فصل ارتباط حادث با قديم
مكرّر گفته شد كه بين علّت و معلول بايد سنخيّت باشد و يكى از انحاء
سنخيّت اين است كه معلول حادث سببش نيز بايد حادث بوده و معلول قديم علّتش
قديم باشد چه آنكه اگر مسبّب حادث ولى سببش قديم باشد لازمهاش اين است كه
حادثى كه فرض حدوثش را نموديم قديم باشد و اين خلاف فرض است با توجّه به
اين معنا اكنون مىگوئيم:
موجودات عالم ماسوى كه مسبّب و معلول واجب هستند اگر حادث باشند
هر حادثى از آن محتاج به سببى است و سبب نيز بلحاظ حدوثش سببى ديگر
مىخواهد كه آن نيز حادث است و اين لسله ادامه پيدا نموده و منجر به تسلسل
مىشود علاوه بر اين سلسله غير متناهيه موجودات بلحاظ حادث بودنشان چون
سنخيّت با قديم ندارند لاجرم از آن تخلّف نموده و اين خود اشكال اساسى مىباشد
چه آنكه تخلّف مسبّب از سب جايز نيست ولى اگر موجودات را قديم بدانيم چنين
اشكالى لازم نمىآيد لذا از اين شبهه و اشكال جوابهائى داده شده از جمله جوابى
است كه حكماء دادهاند و محصّل آن اين است:
حركت دوريّه فلك دو اعتبار و لحاظ دارد:
١- اعتبار ذات آنكه در اين لحاظ مستند به مبدء بوده و قهرا امر ثابت و
دائمى مىباشد.