فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٣٠ - فصل عموم قدرت حقتعالى و انكار ثنويه و معتزله
تمام اين آيات و امثال اينها مؤّل هستند و علماء در كتب مؤلّفه و مصنّفه
خود تأويلات آنها را ذكر كردهاند و علاوه بر اين معارضات اين سنخ آيات كه افعال
را به عباد انتساب داده بيشتر است و سپس بسيارى از آيات معارضه را نقل فرموده
كه براى نمونه چند آيه آن در استدلال معتزله گذشت.
٣- عقيده برخى از حكماء: ايشان مىگويند افعال هم از حقتعالى است
و هم از عباد و هر دو فاعل افعالند به اين معنا خداوند قدرت و اراده را در عباد ايجاد
نموده و سپس عبد به وسيله اين دو فعل را ايجاد مىكند پس عبد فاعل قريب و
حقتعالى فاعل بعيد محسوب مىشود.
٤- عقيده پاره ديگر از حكماء همچون صدر المتألهين و مصنّف كتاب:
و آن اين است كه افعال در عين اينكه فعل عبد است فعل حقتعالى نيز
محسوب مىشوند و شرح آن گذشت.
قوله: و انّ فى مقام التّوحيد الخ: يعنى همانطورى كه در مقام توحيد ذاتى تمام
اضافات وجود را از ماهيّات سلب و تنها يك اضافه براى آن قائل مىشوند عينا در
مقام توحيد افعالى نيز اضافات افعال از غير حقتعالى بايد سلب شود ولى در عين
حال منافات ندارد كه افعال عباد باشند همانطورى كه در توحيذ ذاتى نفى وجود از
ماسوى اللّه منافات با موجود بودن آنها ندارد.
قوله: اذ علمت انّ الايجاد متفرّع الخ: اين عبارت علّت است براى اينكه افعال
در عين اينكه فعل اللّه هستند فعل ما نيز مىباشند و حاصل آن طبق فرموده مصنّف در
حاشيه اين است كه:
قبلا دانسته شد ايجاد فاعل چيزى را فرع بر اين است كه خودش وجود
داشته باشد و نيز دانسته شد كه عباد باعتبار فاعل حقيقى كه منشاء وجود آنها است
موجود مىباشند و همين مقدار در صحت اسناد افعال وجودى به آنها كافى است.
قوله: و خلاصة الامر بين الامرين: محصّل مرام مصنّف در اين مقام اين است
كه ايجاد وجودا و عدما دائر مدار وجود است باين معنا فاعل اگر وجود داشته باشد
ايجاد نيز مىكند و الّا نمىتواند چه آنكه فاقد شيئ معطى شيئ نيست.
و بدون ترديد ماهيّات ممكنه داراى وجود هستند نهايت قابل وجود هستند و