فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٩٥ - استدلال متكلمين از طريق حدوث عالم و انتقاد مصنف(ره) بر ايشان
مرحوم علّامه حلّى رضوان اللّه تعالى عليه در شرح تجريد بخش الهيّات اين
دليل را از جانب ايشان اينطور مىفرمايد: عالم حادث است پس محدث مىخواهد،
اگر محدث (بكسر دال) محدث (بفتح دال) باشد دور يا تسلسل پيش مىآيد ولى
اگر محدث (بكسر دال) قديم باشد دور و تسلسل پيش نيامده و مطلوب ثابت
مىشود زيرا محدث قديم همان واجب است بعلّت اينكه صفت قدم ملازم با وجوب
مىباشد.
و بعضى از اهل فنّ دليل ايشان را اينطور تقرير نمودهاند:
اجسام در عالم تمام يا متحرّكند و يا ساكن و حركت و سكون از حوادث
مىباشد و چيزى كه متّصف به صفات حادثه باشد خودش نيز حادث است پس
اجسام عالم تمام حوادث هستند سپس اين نتيجه را صغراى قياسى قرار داده و
گفتهاند:
اجسام عالم تمام حادثند و هر حادثى هم به محدث (بكسر دال) محتاج
است و آن محدث نه جسم است و نه از امور جسمانى بلكه ماوراء اين دو است كه
عبارت است از باريتعالى زيرا در غير اين صورت يا دور پيش مىآيد و يا تسلسل.
سپس در تقرير هر كدام از صغرا و كبراى قياس چنين گفته است:
امّا بيان صغرا: هر جسمى داراى مكانى است و هر ذو مكانى يا در آن
بدون حركت است كه ساكن مىشود و يا در آن از نقطهاى به نقطه ديگر منتقل
مىشود كه به آن متحرّك گويند و شقّ ثالث ديگر نيست چه آنكه بين حركت و
سكون واسطهاى نمىباشد.
پس در نتيجه بايد ملتزم شد به اينكه اجسام در عالم از حركت و سكون خالى
نيستند.
و امّا حدوث اين دو: زيرا در تعريف حركت گفتهاند:
حركت عبارتست از وجود در مكان ثانى بعد از وجود در مكان اوّل.
و در تعريف سكون گفتهاند: سكون عبارتست از وجود دوم در مكان اوّل.
پس هر كدام از حركت و سكون طبق اين تعريف مسبوق به غير هستند و هر
مسبوق به غيرى بدون ترديد حادث است در نتيجه اين دو نيز حادث مىشوند.