فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٩١ - فصل كيفيت پيدايش كثرت در عالم
شرح فارسى:
توضيح
قبلا گفته شد به اقتضاى سنخيّت بين علّت و معلول صادر اوّل تنها عقل
اوّل كه موجود واحدى مىباشد بوده است و بنابراين قاعده در عالم كثرت و تعدّدى
نبايد باشد چه آنكه عالم معلول موجود واحدى است لذا اين سؤال پيش مىآيد كه:
پس چطور عالم ماسوى داراى كثرت و تعدّد شده و قاعده « الواحد لا يصدر
عنه الّا الواحد» تخلّف پيدا نموده است؟
جواب اين سؤال و رفع اين مشكل طبق مرام هر كدام از مشّائين و اشراقيّين
داده شده است:
جواب مشّائين
حكماء مشّاء از اين سؤال به دو وجه جواب دادهاند كه ذيلا تقرير مىشود:
وجه اوّل
اگرچه مجعول بالاصل و صادر اوّل امر واحدى بيش نيست لكن جهات
متعدّدى در آن اعتبار و لحاظ مىشود كه هيچكدام متعلّق جعل نبوده و باعث انخرام
قاعده و نقص قانون نمىشوند زيرا مقصود از امور اعتبارى در اينجا آن است كه
وجود مستقلّ و منهاضى در خارج نداشته باشند اگرچه براى آنها منشاء انتزاع و
لحاظى وجود دارد.
در اينجا نيز مىگوئيم مجعول اصلى همان وجود است لكن چون مجعول
وجود ظلّى حقتعالى است لاجرم محدود بوده و از حدّ آنكه جهت فناء و زوال است
ماهيّت انتزاع مىگردد و اين اوّل جهت منتزع است.
سپس وجود را با ماهيّت ملاحظه نموده و از نسبت آن با ماهيّت جهت
امكان انتزاع مىگردد و از قياسش به مبدئش جهت وجوب لحاظ شده و از آن بواجب
بالغير و ممكن بالذّات تعبير مىكنند.
پس منافات ندارد مجعول بالذّات واحد باشد و در عين حال جهات متكثّره