فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٤٦ - سر خلقت غالب الخيريه
گاهى عقول را بموجودات فعليّه يعنى موجوداتى كه اثر آنها فعلى و در بروز
اثر حالت منتظرهاى نيست تفسير نمودهاند و زمانى از آنها بكلمات و صفات تامّهاى
كه غير قابل زوال هستند تعبير آوردهاند و بديهى است هر كدام از دو تفسير كه اختيار
شود غير از خير شائبه چيز ديگرى در آن نيست.
و امّا مثل امرى كه جنبه خيرش بر شرّ آن غالب باشد نظير معلولات ديگر
غير از عقول كه اين سنخ معلولات بلحاظ اندك نقصى كه در آنها است آثارشان تامّ
و كامل نبوده و بهمان مقدارى كه ناقص الاثر هستند انتزاع شرّ از آنها مىشود ولى
چنانچه گفتيم اين شرّ هم بحسب زمان و هم باعتبار كميّت بس ناچيز است و
نمىتواند در مقام معارضه با اثر خيرى تعارض نمايد لاجرم مغلوب واقع مىشود.
سرّ خلقت غالب الخيريّه
ممكن است گفته شود مبدء خيّر و خلّاق على الاطلاق به چه جهت
موجودى را ايجاد مىنمايد كه در آن جنبه شرّ وجود داشته اگرچه بسيار اندك و
ناچيز باشد.
در جواب گوئيم سرّ خلقت اين نوع موجودات آناست كه اگر رأسا
ايجادشان ترك و در وادى عدم بمانند بلحاظ خير كثيرى كه در ايجادشان
هست و به ملاحظه اينكه بعد از كسر و انكسار بين دو جنبه و تفوّق و غلبه جنبه خيرى
نفس اين ترك بدنبالش چه بسا شرور و نقائص فراوانى است كه بر حكيم روا نيست
آن را ترك كند.
و امّا از پنج صورتى كه گفته شد سه صورت باقى ماند و آنها عبارتند از:
شرّ محض، غالب الشّر، تساوى شرّ و خير كه هيچكدام از اين سه قسم
مثالى ندارند.
چنانچه مرحوم مصنّف به آن و دليل آن در بيت آتى اشاره فرموده و گفته
است: