فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٢٦ - فصل عموم قدرت حقتعالى و انكار ثنويه و معتزله
و خلاصة الامر بين الامرين انّ الايجاد يدور مع الوجود حيثما دار و
معرفة نسبة الايجاد يتوقّف على معرفة نسبة الوجود و قد علمت انّ
الوجود الأمكانى له نسبة الى الفاعل و له نسبة الى القابل فكذا الايجاد
و هاتان النّسبتان فى الوجود متحقّقتان مادام ذات موضوعه متحقّقه
فكذا فى الايجاد و قد بسطت القول فيه فى شرح الاسماء و ذكرت فيه
انّ من يرى شرّا و ينفى عن ذاته فعل الشّر مع انّ الماهيّة ينبغى ان يكون
جنّة و وقاية للحقّ تعالى عن اسناد الشّرور فلينف وجود ذاته و ليفن
ماهيّة و وجودا و الّا فكما انّ الوجود له كذلك الايجاد له لما عرفت
من دوران النّسبتين.
ترجمه: ولى همانطورى كه وجود بما منسوب است زيرا دانستى كه كلّى طبيعى
موجود و ماهيّت نيز متحقّق است اگرچه تحقّق آن بواسطه وجود بوده و وجود واسطه
درعروض مىباشد و نيز گفته شد كه وحدت در عين كثرت است فعل نيز فعل
حقتعالى بوده ولى در عين حال فعل ما نيز مىباشد.
امّا اينكه فعل از حقتعالى است جهتش آنستكه نسبت وجود بفاعل بوجوب
بوده و به قابل بامكان و در مقام توحيد اضافات وجود به ماهيّات ساقط است پس
همچنين است در فعل يعنى اضافه فعل به ممكنات را ساقط مىنمائيم.
و امّا اينكه در عين فعل اللّه بودن مىگوئيم فعل نيز مىباشد وجهش
آنستكه دانستى ايجاد متفرّع بر وجود است و خلاصه امر بين الامرين اينستكه ايجاد
دائر مدار وجود است و تا ماداميكه وجود ثابت است ايجاد نيز مىباشد و معرفت
نسبت ايجاد موقوف بر معرفت نسبت وجود مىباشد و قبلا دانستى كه وجود امكانى
نسبتى با فاعل و نسبتى با قابل دارد پس ايجاد نيز همينطور نسبتى با فاعل و نسبتى با قابل بايد
داشته باشد و ايندو نسبت در وجود تا ماداميكه ذات موضوع وجود دارد تحقّق دارد پس در
ايجاد نيز بايد چنين باشد و شرح مبسوط در اين زمينه را در كتاب شرح الاسماء
آورده و در آنجا ذكر نمودهام كه هر كس شرّى را به بيند فعل آنرا از خودش نفى
مىكند با اينكه شايسته است ماهيّت وسيلهاى باشد براى حفظ حقتعالى از اسناد