فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٠٢ - وجه تسميه به لوح محفوظ
گويند و قبلا گفتيم چون صور نوعيّه در آن متكثّرند از اين جهت تفصيلى ناميده
ميشوند.
لوح محفوظ
براى سماء دو نفس نقل شده:
١- نفسى كه مدرك كلّيّات و مجرّدات است و به آن لوح محفوظ گويند.
صاحب اسفار در شرح آن مىگويد:
لوح محفوظ عبارتست از نفس كلّيّه فلكيّه مخصوصا فلك اقصى چه آنكه
آنچه در عالم آفرينش و جهان هستى بوجود آمده يا خواهد آمد در نفوس فلكى ثابت
و مسطور است زيرا موجودات و حوادث جهان هستى از آثار افلاك و حركات آنها
است، وى معتقد است همانطوريكه بواسطه قلم و مداد در الواح حسّيّه همچون
قراطيس نفوش حسيّه رسم مىشود از عالم عقل نيز صور ملعومه و مضبوطى بطور كلّى
در نفوس كلّيّه افلاك مرتسم مىگردد.
وجه تسميه به لوح محفوظ
امّا اينكه بآن لوح گويند و جهش همان استكه از صدر المتألّهين آنفا نقل
شد و مرحوم مصنّف نيز بتبع از ايشان همان بيان را آورده و افزودهاند:
چنانچه نفسيكه صور اشياء در آن منطبع شود بآن لوح گويند اعمّ از نفوس
فلكى يا عنصرى نظير نفس حيوانى يا انسانى و امّا وجه نامگذارى آن به محفوظ:
اينستكه تمام صوريكه در آن منطبع و مرتسم مىگردند باقى و محفوظ مانده
و بطور كلى از دست خوش تغيير و تبدّل مصون مىمانند.
٢- نفسى كه جزئى بوده و جزئيّات را درك مىكند همچون خيال و حسّ
مشترك در ما و از آن به لوح محو و اثبات نام مىبرند.
قيصرى در شرح بر فصوص مىگويد:
در صورتى كه وجود با ملاحظه صور جزئيّه متغيّره در نظر گرفته شود آن
مرتبه اسم ما حى و مثبت و محيى و مميت است و ربّ نفس منطبعه در جسم كلّى