فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١١٩٥ - فصل آراء متكلمين در صفات حقتعالى
در ممكنات در مرتبهاى است كه در اين مرتبه از مقوله كيف است و در حقتعالى در
مرتبه ديگر است كه در آن مرتبه واجب بالذّات و عين حقتعالى مىشود و در سائر
صفات همچون قدرت و حيات نيز همين تقرير را مىنمائيم و هيچ محذورى لازم
نمىآيد.
قوله: كقول الشّاعر و ان مالك الخ: شاهد در « كانت » است كه با تاء
تأنيث آمده با اينكه مرجع ضمير مستتر در آن « مالك » است و آن مذكّر است پس
تأنيث فعل باعتبار طائفه مالك مىباشد.
قوله: و الزامهم بالقدماء الثّمانيّة مشهور: مقصود از قدماء ثمانيه « ذات، علم،
اراده، حيوة، قدرت، سمع، بصر و كلام» است و وجه الزام قدماء ثمانيه در اختيار
ايشان اين رأى را اينستكه:
از طرفى ايشان صفات را زائد بر ذات مىدانند و از طرف ديگر قائل به عدم
حدوث اين صفاتند و چون بين قديم و حادث نيز واسطهاى نيست لاجرم ملزم
شدهاند كه اين صفات را قديم بدانند همچون ذات اقدسش.
و البتّه لازمه اعتقاد و مذهب اين گروه اين است كه براى حقتعالى شركاء
سبعه قرار دهند و مسئله واحد بودن حقتعالى را در وجوب وجود و الوهيّت منكر شوند
بلكه مىتوان گفت لازمه اين كلام آن است كه احديّت حقتعالى را در ذات
وجوبيهاش و اينكه واجب الوجود است منكر باشند زيرا زائد بودن صفات بر ذات
لازمهاش تركيب و نفى بساطت مساوق است با نفى احديّت و واحديّت.
قوله: فالمرتبة الا على من كلّ صفة هى حقيقة تلك الصّفة: و مقصود از حقيقت
صفت همان وجود است كه گفته شد پس تمام صفات وضع شدهاند براى وجود كه
معناى عام و واسع آنها باشد و در اين وضع هيچ محدور و ارتكاب مجازى هم لازم
نمىآيد.
شرح عربى: و نغمة الحدوث، اى حدوث صفاته الحقيقيّة، فى الطّنبور، اى طنبور
معرفة الصّفات، قد زادها، القائل، الخارج عن مفطور، اى مفطور
العقل الانسانى، تعيير و تقريع للكراميّة حيث زادوا وقاحة و فظاعة