فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٣٦٣ - فصل تأكيد مصنف(ره) در اينكه غرض از ايجاد ذات حقتعالى است
اگر فرض كنيم شما فاعل ايجاد و مصوّر و منظم عالم كائنات باشيد و در
فصول الحكمة، شرح فارسى بر منظومه (مبحث الهيات) ؛ ج٣ ؛ ص١٣٦٣
ن حال بدانيد در بين تمام موجودات موجودى اتمّ و اكمل از وجود حقتعالى نيست
قطعا همين كمال و جمال و تماميّت او سبب در ايجاد و نظم شما مىشود زيرا پر
واضح است كه مقصود اقصى و مطلوب نهائى از هر فعلى بايد از نفس فعل و
مقدّمات مطلوب اشرف باشد بنابراين وقتى فاعل نفس حقتعالى بود و خود عالم به
تماميّت ذات و اكمليّت وجودش بود و اينكه كمالى فوق او و جمالى در حدّ
جمالش نيست لاجرم غايت ايجاد و غرض از آن همان ذات مىشود نه امر ديگرى و
بايد فعل و ايجادش را معلّل به همان ذات دانست.
و سپس مىفرمايد:
اين بيان همان است كه شيخ الرّئيس در تعليقات و حواشى خود فرموده و
عبارت ايشان چنين است:
اگر انسانى حقيقت واجب الوجود و كمال او را بداند و سپس درصدد نظم
دادن امورى باشد كه در طول وجود او بوده و بخواهد آن امور را بر مثال وجود اقدس او
كه عبارت از غايت نظام و كمال و نهايت رفعت و تمام است ترتيب دهد در حقيقت
غرض و داعى او از اين تنظيم همان واجب تبارك و تعالى است حال وقتى فاعل
اين نظام آفرينش ذات اقدسش بود و فرض اين است كه عالم است به اينكه خود
صرف وجود و محض كمال است و نيز مفروض اين است كه نظم آفرينش و بناء
خلقت بر تنظيم موجودات بر مثال ذات اقدسش مىباشد قهرا همان ذات او غرض و
غايت از ايجاد مىشود نه امر ديگرى. انتهى.
متن: « ٤٨٤، ٤٨٣، ٤٨٢ »
|
لو كان الالتذاذ فينا شاعرا |
لذاته للفعل كان مصدرا |
|
|
بل يفعل التذاذ غائيّة |
معطيّة الفاعل فاعليّة |
|
|
فكلّ الغائىّ فيه كانا |
ريّان ذهنا ابتغى ريّانا |