فصول الحکمة؛ شرح فارسی بر منظومه(مبحث الهیات) - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٢١٢ - فصل در بيان علم حقتعالى بغير خود
ترجمه:
فصل در بيان علم حقتعالى بغير خود
خداوند متعال نسبت بغير خودش عالم است زيرا غير حضرتش باو مستند
بوده و جناب متعالش شاهد ذات خود و عالم بآن مىباشد و علم بسبب بما هو سبب
در حقيقت علم بمسبّب است و حاصل اين استدلال آنستكه:
اشياء در مرتبه ذاتشان مستند به حقتعالى هستند و جناب الهى به ذات
خودش كه عين علّيّت اشياء است عالم و شاهد بر آن مىباشد چه آنكه قبلا گذشت
كه حقتعالى به ذات خود عالم مىباشد و بديهى است كه علم بعلّت بما هى علّت
مقتضى است كه بمعلول نيز علم حاصل باشد پس حقتعالى از ناحيه ذاتش به كلّ
موجودات محيط بوده و بآنها نائل است. پس از آن مىفرمايد:
اينكه گفتيم علم به سبب بما هو سبب اشاره است باينكه مراد از علم به
سبب، علم بجهتى است كه مقتضى مسبّب مىباشد اعمّ از آنكه جهت مزبور عين
ذاتش بوده يا بر آن زائد باشد و آن امرى است كه بر سببيّت اضافى و مسبّب مقدّم
مىباشد و شكّى نيست كه آن عين حيثيّت ترتّب مسبّب بر سبب است زيرا تخلّف
از سبب تامّ محال است چنانچه بهمين معنا اشاره كرده و گفتيم: وجب.
پس هرگاه اين جهت در ذهن يا در خارج حاصل شود مسبّب نيز در آنجا
حاصل مىگردد زيرا انفكاك لازم از ملزوم ممتنع مىباشد و حكم منجّم به وقوع
حادثهاى در آينده يا گفته طبيب ماهر كه اظهار مىكند فلان شيئ با فلان شيئ
ثابت و حاصل مىگردد از همين باب است.
و اينكه در متن از لفظ « اقتضاء » يا « استلزام » استفاده نكرده و نگفتيم:
علم بسبب مقتضى يا مستلزم علم بمسبّب مىباشد اشاره باينست كه معلول شأنى از
شئونات علّت حقيقيّة بوده على الخصوص كه علّت فاعل باصطلاح الهى باشد چه
آنكه علم بعلّت همان علم بمعلول است.
شرح فارسى:
توضيح
در اين فصل مرحوم مصنّف بصدد اثبات علم حقتعالى به موجودات امكانى