عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٦٧٦ - ج) قيام مختار
وى در جريان محاصره مكّه توسّط سپاه شام، به دفاع از حرم امن الهى كه ابن زبير در آن پناهنده شده بود، پرداخت.
ولى اين اتّحاد دوامى نداشت و سرانجام مختار چون از مقاصد ابنزبير و انحرافات وى با خبر شد، از وى كناره گرفت و رهسپار كوفه شد. [١]
مختار براى هدف بزرگى كه در سر داشت- يعنى خونخواهىِ امام حسين عليه السلام- آرام و قرار نداشت و همواره صداى گرم ميثم تمّار- از اصحاب سرّ اميرالمؤمنين عليه السلام- در گوشهاى وى طنينانداز بود، كه تو براى خونخواهى امام حسين عليه السلام قيام خواهى كرد و قاتلان را به سزاى اعمالشان مىرسانى و از اين جهت تكليفى بر دوش خود احساس مىكرد كه بايد روزى به اين امر عظيم اقدام كند.
اين بود كه ابتدا به سراغ فرزندان اميرمؤمنان عليه السلام رفت و مدّتى ملازم «محمّد بن حنفيّه» شد و از او احاديث و علوم اسلامى مىآموخت. [٢]
ورود مختار به كوفه همزمان با شكوفايى قيام توّابين بود. وى با تبليغات گسترده به كوفيان مىگفت: جنبش توّابين فاقد سازماندهى نظامى است و لذا نمىتواند موفّق و كارآمد باشد.
تبليغات وى هر چند تا حدودى باعث شكاف در قيام توّابين شده بود، ولى چندان در جلب شيعيان موفّق نبود و در نتيجه با تحريك اشراف كوفه كه از برنامههاى مختار به وحشت افتاده بودند توسط عبداللَّه بن يزيد- حاكم زبيرى كوفه- مجدّداً روانه زندان شد. مختار در زندان بود كه قيام توّابين به شكست انجاميد. [٣]
وى بار ديگر با وساطت شوهر خواهرش- عبداللَّه بن عمر- از زندان آزاد شد و پس از آزادى، زمينه را براى قيام خويش مساعدتر ديد. اين بار نخست از امام
[١]. رجوع كنيد به: تاريخ طبرى، ج ٤، ص ٤٤٦ به بعد.
[٢]. بحارالانوار، ج ٤٥، ص ٣٥٢ «رَحَلَ الْمُخْتارُ إِلَى الْمَدِينَةِ وَ كَانَ يُجالِسُ مُحَمَّدَ بْنَ الْحَنَفِيَّةِ وَ يَأْخُذُ عَنْهُ الْأَحادِيثَ».
[٣]. مراجعه شود به: تاريخ طبرى، ج ٤، ص ٤٧٠.