عاشورا ريشهها، انگيزهها، رويدادها، پيامدها - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٥٧٠ - ٤- خطبه عجيب ديگرى از فاطمه صغرى
خطاب قرار مىداد، ادامه داد:
«اى گوينده، خاك بر دهانت باد! آيا به كشتن گروهى افتخار مىكنى كه خداوند آنان را پاك و پاكيزه قرار داد و هر نوع پليدى را از آنان مرتفع ساخت، پس خاموش باش و مانند پدرت همچون سگ بنشين (و آرام بگير). (بدانيد كه) براى هر كس آن چيزى است كه از پيش فرستاده (و نتيجه آن را خواهد ديد) واى بر شما! كه به سبب برترىهايى كه خداوند به ما عنايت كرد، نسبت به ما حسادت ورزيديد».
سپس اين بيت شعر را خواند:
«گناه ما چيست اگر درياى (دانش و فضايل) ما به خروش آمد و سراسر گيتى را در بر گرفت؛ ولى درياى تو چنان آرام و بىتحرك (و كوچك) است كه حتى يك حيوان كوچك دريايى را در بر نمىگيرد».
آنگاه سخنش را با اين جمله به پايان برد:
«همه اين برترىها، فضل و لطف الهى است كه به هر كس بخواهد (و شايسته بداند) عطا مىكند، ولى آن كس كه خداوند براى او نورى قرار نداد، هرگز نورى نخواهد داشت».
راوى اين خبر مىگويد: با اين خطبه، صداى گريه مردم بلند شد و خطاب به آن حضرت گفتند: «اى دختر پاكان! بس است! قلب ما را آتش زدى و سينههاى ما را سوزاندى و به درون ما آتش افكندى».
فاطمه صغرى عليها السلام آرام گرفت و ساكت شد. درود بر او و بر پدر و جدش باد. [١]
خطبه دختر امام حسين عليه السلام همچون خطبه عمّهاش زينب عليها السلام يادآور خطبههاى آتشين على عليه السلام در برابر دشمنان است.
الفاظ، پرمعنى و هيجانانگيز، حملاتْ كوبنده، و تعبيراتْ تكان دهنده است و هرگز به
[١]. احتجاج طبرسى، ص ١٠٤- ١٠٨ همچنين رجوع كنيد به: ملهوف (لهوف)، ص ١٩٤- ١٩٧ و بحارالانوار، ج ٤٥، ص ١١٠- ١١١.