دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٩ - الف نور شناخت خدا و اولياى خدا
كه من به او دادهام، از دست بدهد؟ بدا به نا اميدان از رحمتم! بدا به آن كه نافرمانىام مىكند و به سوى حرامهايم خيز برمىدارد و پاس مرا نمىدارد و بر من جرئت مىورزد!"».
آنگاه به من فرمود: «اى نوف! اين دعا را بخوان:
خداى من! اگر سپاست مىگويم، به دادههاى توست و اگر تمجيدت مىكنم، به اراده توست و اگر تقديست مىكنم، به توانايى توست و اگر از تو به يگانگى ياد مىكنم، به قدرت توست و اگر مىنگرم، به سوى رحمت توست و اگر چيزى را به دندان مىگيرم، همانا نعمت توست.
خداى من! آن كه حرصِ ياد تو مشغولش نداشته و سفر به پيش تو سر به گريبانش نساخته است، زندگىاش مُردگى است و مردنش حسرت است.
خداى من! ديدگان ناظران به تو به اسرار سينهها مىفرجامد و گوشدهندگان به تو، نجواى دلها را مىشنوند و ديدگانشان را از آنچه مىخواهند، چيزى باز نمىدارد. بين تو و آنان، پرده غفلتْ دريده شده است، در نور تو جاى گُزيدهاند و به روح تو نفس مىكشند و دلهايشان نهالستان هيبت تو گرديده و ديدگانشان، پناه قدرت تو شده و روحشان به قدس (پاكى) تو نزديك گرديده است و با وقار همنشينى و فروتنى مخاطبه با نامت همنشين شدهاند، و تو با رويكردى مهربانانه، به آنان روى مىآورى و با دوستانه گوش دادن، به آنان گوش مىدهى و چون پاسخ دوستانه، پاسخشان مىدهى و چون رازگويى همدلان، با آنان راز مىگويى.
مرا هم به آن جايى كه آنان رسيدهاند، برسان و مرا از يادكردِ خودم، به يادكردِ خودت منتقل فرما و بين من و ملكوت عزّتت، درى را ناگشوده رها مكن و هيچ پردهاى از پردههاى غفلت را نادريده مگذار، تا آن كه روح من در ميان روشنايى عرشَت قرار گيرد و جايگاهى در برابر نورت براى آن قرار ده. تو بر هر چيزى توانايى.
خداى من! راهى كه در آن، آرزوى تو همراهم نباشد، چه ترسناك است و سفرى كه اميد من در آن، راه بلدى از جانب تو نباشد، چه طولانى است! آن كه به غير ريسمان تو چنگ زد، نااميد گشت و آن كه به غير ستون تو تكيه كرد، سستْ تكيهگاه گرديد.