دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٢ - ٣/ ٣ ٥ دعا بر فرزندان، كارگزاران و يارانش
٣/٦-٣
أدعِيَتُهُ فِي الاستِعانَةِ في أمرِ الوِلايَةِ
٤٣١٧. الإمام عليّ ٧: اللّهُمَّ إنّي عَبدُكَ ووَلِيُّكَ، اختَرتَني وَارتَضَيتَني، ورَفَعتَني وكَرَّمتَني بِما أورَثتَني مِن مَقامِ أصفِيائِكَ، وخِلافَةِ أوليائِكَ، و أغنَيتَني و أفقَرتَ النّاسَ في دينِهِم ودُنياهُم، و أعزَزتَني و أذلَلتَ العِبادَ إلَيَّ، و أسكَنتَ قَلبي نورَكَ ولَم تُحوِجني إلى غَيرِكَ، و أنعَمتَ عَلَيَّ و أنعَمتَ بي، ولَم تَجعَل مِنَّةً عَلَيَّ لِأَحَدٍ سِواكَ، و أقَمتَني لِإِحياءِ حَقِّكَ، وَالشَّهادَةِ عَلى خَلقِكَ، و أن لا أرضى ولا أسخَطَ إلّا لِرِضاكَ وسَخَطِكَ، ولا أقولَ إلّا حَقّا، ولا أنطِقَ إلّا صِدقا.[١]
٤٣١٨. عنه ٧: عَلَّمَني رَسولُ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيهِ وعَلى أهلِ بَيتِهِ هذَا الدُّعاءَ، و أمَرَني أن أحتَفِظَ بِهِ في كُلِّ ساعَةٍ لِكُلِّ شِدَّةٍ ورَخاءٍ، و أن اعَلِّمَهُ خَليفَتي مِن بَعدي، و أمَرَني أن لا افارِقَهُ طولَ عُمُري حَتّى ألقَى اللّهَ عَزَّ وجَلَّ غَدا بِهذَا الدُّعاءِ، وقالَ لي: قُل حينَ تُصبِحُ وتُمسي هذَا الدُّعاءَ؛ فَإِنَّهُ كَنزٌ مِن كُنوزِ العَرشِ ...:
بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ، الحَمدُ لِلّهِ الَّذي لا إلهَ إلّا هُوَ، المَلِكُ المُبينُ، المُدَبِّرُ بِلا وَزيرٍ، ولا خَلقٍ مِن عِبادِهِ يَستَشيرُ، الأَوَّلُ غَيرُ مَصروفٍ، وَالباقي بَعدَ فَناءِ الخَلقِ، العَظيمُ الرُّبوبِيَّةِ، نورُ السَّماواتِ وَالأَرَضينَ، وفاطِرُهُما ومُبدِعُهُما، بِغَيرِ عَمَدٍ خَلَقَهُما وفَتَقَهُما فَتقا، فَقامَتِ السَّماواتُ طائِعاتٍ بِأَمرِهِ، وَاستَقَرَّتِ الأَرَضونَ بِأَوتادِها فَوقَ الماءِ، ثُمَّ عَلا رَبُّنا فِي السَّماوات العُلى، «الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما وَ ما تَحْتَ الثَّرى»[٢].
دانش نامه امير المومنين «٧» بر پايه قرآن، حديث و تاريخ، ج١٠، ص: ٧٣
٣/٦-٣
دعا براى ياريجويى در كار فرمانروايى
٤٣١٧. امام على ٧: بار خدايا! من بنده و ولىّ توام. مرا برگزيدى و به من رضايت دادى. بلندم كردى و به آنچه كه از مقام اوصياى خود و جانشينى اوليايت به من به ارث رساندى، كرامتم بخشيدى و مرا بىنياز از مردم و آنان را نيازمند به من در كار دين و دنيايشان قرار دادى. به من عزّت دادى و بندگان را در برابرم فروتن ساختى. در دل من نور خويش را نهادى و به غير خودت محتاجم نساختى. به من و به وسيله من، نعمت دادى و جز خود، منّت هيچ كس را بر من ننهادى و مرا براى زنده كردن حقت و گواهى بر بندگانت و خشنود شدن به خاطر خشنوديت و خشم گرفتن براى خشمت و جز حق، سخن نگفتن و جز راست بر زبان نراندن بهپا داشتى.
٤٣١٨. امام على ٧: پيامبر خدا كه درود خدا بر او و بر اهل بيت او باد، اين دعا را به من آموخت. به من فرمان داد كه آن را در هر زمان و در هر سختى و آسانى، نگه دارم و آن را به جانشين خودم آموزش دهم و به من دستور داد در طول زندگىام از آن جدا نشوم تا فردا خداوند را با اين دعا ملاقات كنم و به من فرمود: در صبحگاهان و شامگاهان، اين دعا را بخوان كه گنجى از گنجهاى عرش است ...:
به نام خداوند بخشنده مهربان. سپاسْ خدايى را كه خدايى جز او نيست؛ پادشاه آشكار كننده و مدبّر بىدستْيار؛ آن كه با هيچ بندهاى مشورت نمىكند، اوّل بىتغيير، و باقىِ پس از فناى خلق، داراى پروردگارىاى بزرگ، نورِ آسمانها و زمينها، خالق و ايجاد كننده آن دو.
بىهيچ ستونى، آسمان و زمين را آفريد و بين آن دو جدايى افكند. آنگاه، آسمانها مطيع فرمان او سامان يافتند و زمينها با ميخهايشان (يعنى كوهها) بر روى آب، استقرار پيدا كردند. آنگاه پروردگارمان بر آسمانهاى بالا، مسلّط شد. «خداى رحمان بر عرش، استيلا يافته است. آنچه در آسمانها و آنچه در زمين و آنچه ميان آن دو است و آنچه زير خاك است، از آنِ اوست».
[١] المناقب لابن شهر آشوب: ج ٢ ص ١١٨، بحار الأنوار: ج ٤١ ص ٦ ح ٥.
[٢] طه: ٥ و ٦.