دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٣٧ - ٢/ ٨ آنچه شنيد، فراموش نكرد
على ٧ گفت: پرسيدم: اى پيامبر خدا! شريكان من چه كسانىاند؟
فرمود: «پيشوايان از بين فرزندانت كه به واسطه آنان، امّت من، از باران سيراب مىشوند و دعايشان مستجاب مىگردد و خداوند، بلاها را توسط آنان از امّت، دور مىسازد و به واسطه آنان، رحمت از آسمان فرو مىريزد».
آنگاه، با دست به حسن ٧ اشاره كرد و فرمود: «اين، نخستينِ آنان است» و سپس به حسين ٧ اشاره كرد و فرمود: «پيشوايان، از فرزندان اويند».
٤٨٨٠. امام على ٧: هيچ آيهاى از قرآن بر پيامبر خدا نازل نشد، مگر آن كه مرا به خواندن آن واداشت (آن را به من ياد داد) و بر من، املا كرد و من به خطّ خود، آن را نوشتم و تأويل و تفسير، ناسخ و منسوخ، محكم و متشابه، و خاص و عامِّ آن را به من آموخت، و از خدا خواست كه [توفيق] فهم و حفظ آن را به من عطا فرمايد. از آن زمان كه وى چنين دعايى در حقّ من كرد، ديگر آيهاى را از كتاب خدا و دانشى را كه پيامبر ٦ بر من املا كرد و نوشتم، فراموش نكردم.
او آنچه را كه خداوند به وى آموخته بود، به من آموخت و دريغ نكرد، و هيچ حلال و حرام، و امر و نهىاى كه بوده و يا خواهد بود، و اطاعت و معصيتى در كتابهاى فرو فرستاده بر پيشينيان نمانْد، مگر آن كه همه آن را به من آموخت و من به خاطر سپردم و حتّى يك حرف از آن را فراموش نكردم.
آنگاه [پيامبر خدا] دست خويش را بر سينه من نهاد و از خداوند خواست كه قلب مرا از دانش، فهم، حكمت و نور، پُر كند.
گفتم: اى پيامبر خدا! پدر و مادرم فدايت! از زمانى كه برايم دعا كردى، چيزى را فراموش نكردهام و چيزهايى را هم كه ننوشتهام از ياد نبردهام. آيا بيم آن دارى كه پس از اين، فراموششان كنم؟
فرمود: «نه، از فراموش كردن و ندانستن، بر تو بيم ندارم».
٤٨٨١. امام على ٧: [پيامبر خدا] از خدا خواست كه مرا در حفظ و فهم توانا گرداند و از زمانى كه برايم دعا كرد، هرگز چيزى را فراموش نكردم.